على اصغر شميم
368
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
درصدد برآمد كه بحريهى تجارتى و نيروى دريايى در درياى خزر و خليجفارس براى كشور خود به وجود آورد و در اين راه اقداماتى كرد ولى هرجومرج سياسى بعد از قتل نادر ، اقدامات او را بىاثر گذاشت . كريم خان زند دوست و همنشين بازرگانان خارجى بود و هرگونه تسهيلى را در كار تجارت فراهم مىساخت و هلندىها در درجهى اول و انگليسىها در درجهى دوم از رأفت و عطوفت و جوانمردى و ملايمت طبع پادشاه زنديه برخوردار بودند . اروپا در قرن هيجدهم ميلادى مقارن با قرن دوازدهم هجرى با انقلاب صنعتى مواجه گرديد و استفاده از نيروهاى طبيعى مانند بخار آب براى به كار انداختن كارخانهها نخست در انگلستان و سپس در ممالك ديگر اروپا رواج يافت و در رشتههاى گوناگون صنايع ، بهويژه نساجى و ريسندگى اختراعات تازه به عمل آمد و تحول جديدى روى داد كه نتيجهى آن بالا رفتن سطح توليد بود . انگلستان در رأس كشورهاى صنعتى جديد قرار داشت و روسيهى تزارى نيز به تدريج روش تكنيك صنعت جديد يعنى صنايع ماشينى را از اروپاى غربى اقتباس نموده و كارخانههاى متعدد پارچهبافى و شيشهگرى و چينىسازى و امثال آنها داير كرده بود . صنعت جديد با توليد زياد و بسط راههاى ارتباطى خصوصا طرق ارتباطيه ، بهويژه راهآهن در اروپا ، بازاريابى براى فروش كالاى صنعتى را به دنبال داشت و چون در برابر اروپاى صنعتى ، آسياى فلاحتى و آفريقاى سياه قرار داشتند ، بازرگانان اروپايى قهرا متوجه اين دو قاره شدند ، تا ضمن تأمين بازار فروش كالاى صنعتى خود ، بازارهاى مناسب براى خريدارى مواد خام نباتى و مواد اوليهى معدنى در ممالك آسيايى و آفريقايى به دست آورند . كشمكشهاى خونين و جنگهاى ممتد نيمهى اول قرن نوزدهم اروپا بر محور علل اقتصادى دور مىزد و بحث دربارهى آن جنگها از بحث ما خارج است . همينقدر خوانندگان گرامى را به اين مسئله متوجه مىسازيم كه تحول صنعتى و بهطور كلى تحولات اقتصادى اروپا و جنگهاى نيمهى اول قرن نوزدهم اروپا در سراسر جهان اثر فراوان بر جاى گذاشت و چنانكه در فصول اوليهى اين كتاب اشاره كردهايم ، ايران نيز خواهناخواه در جزر و مد حوادث نامطلوبى قرار گرفت كه در حقيقت نتيجهى آن تحولات و جنگها بود . تذكر اين نكته را هم لازم مىدانيم كه تمام فجايع و اعمال زشت و ننگين غيرانسانى دولتهايى مانند انگليس ، فرانسه ، هلند ، روسيهى تزارى ، آلمان ، پرتقال و بلژيك در قارههاى آسيا و آفريقا در راه استعمار سرزمينها و استثمار سكنهى آنها نتيجهى مستقيم موجبات و علل و هدفهاى اقتصادى و در قرن نوزدهم هم سلطهى اقتصادى مقدمهى سلطهى سياسى و مداخله در امور داخلى ممالك آسيا و آفريقا بوده است . در دورهى اول سلطنت قاجاريه يعنى از 1210 تا 1250 هجرى قمرى ، به شرحى كه گفته