على اصغر شميم
366
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
و قلمكارسازى و گيوهكشى و بافت تافته و امثال آن نيز جزء اين رشته از صنايع دستى بوده است . 2 - چرمسازى و پوستدوزى كه در تهران و گرگان و همدان و باختران رواج داشت و مواد اوليه براى كفشدوزى و سراجى و صندوقسازى و تهيهى انواع لوازم چرمى و تهيهى كليجههاى پوستى و كلاه پوستى را فراهم مىساخت . 3 - صنايع فلزى ساده در حدود ذوب مس و سرب و نقره و طلا و آهن و تهيهى لوازم فلزى زندگى ، آهنگرى و حلبىسازى و قفلسازى و چاقوسازى و شمشيرگرى و امثال آن نيز در اين رشته از صنايع قرار داشت . 4 - صنايع مربوط به چوب شامل : ساختن قايق و بلم و كشتى كوچك كه در غازيان و بندر گز و محمره ( خرمشهر كنونى ) رواج داشت . خراطى مخصوص تراش و صيقل دادن چوب و ساختن ابزارى مانند ميانهى قليان و دسته چپق و دستهى چكش و مهرهى سماور و امثال آن . نجارى براى ساختن انواع در و پنجره و هرگونه آلات و ادوات چوبى . 5 - صنايع ظريفه شامل : جواهرسازى ، زرگرى ، نقرهكارى ، منبتكارى ، خاتمسازى ، ميناكارى و امثال آن . 6 - صنايع معدنى مانند آجرپزى و تهيهى آهك و گچ و سفالپزى و شيشهگرى . 7 - صنايع روستايى كه علاوه بر تهيه لبنيات و پشم خام شامل بافندگى دستى مانند جوراببافى و قالىبافى و امثال آن بود و در ميان مردان و زنان دهنشين و ايلات و عشاير ايران رواج داشت . 8 - صنايع غذايى و دارويى شامل رشتههاى گوناگون مانند نانوايى ، قنادى ، عصارى ( كشيدن عصارهى گياهان ) و تدارك گياهان دارويى مانند گلگاوزبان و شيرخشت و ترنجبين و خاكشير و زرشك سياه و گزانگبين و امثال آنها . اما صنايع جديد به صورت ساده و ابتدايى آن تقريبا در انحصار دولت و عبارت بود از : كارخانههاى ضرب سكه ، قورخانه و تسليحات ، بلورسازى و چينىسازى كه بانى و مؤسس آنها ميرزا تقى خان اميركبير بود . صنعت چاپ نيز ابتدا در آذربايجان و سپس در تهران رواج يافت و چاپ سنگى به تدريج به چاپ سربى مبدل گرديد و اين فن شريف در توسعهى سواد و بالا بردن سطح فكر و اطلاعات عمومى نقش مؤثرى داشت . چنانكه گفته شد ، اكثريت مردم احتياجات زندگى خود را از محصولات وطن تأمين مىكردند و اصولا شيوهى زندگى بيشتر طورى بود ، كه جز در مورد نفت و بعضى از مواد غذايى مانند ادويه و شكر و قند و چاى و برخى از انواع منسوجات نخى يا پشمى ، كليهى لوازم