على اصغر شميم
364
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
دولت مىپرداخت ، هرچه دلش مىخواست از برزگر و دهقان مىستاند « 1 » . دهقان ايرانى هميشه گرسنه و نيمهبرهنه و زندگى مشقتبار او نمونهاى از پستترين مراحل زندگى اجتماعى بود . كوشش و تلاش براى بالا بردن سطح توليد به هيچوجه در جامعهى روستايى ايران وجود نداشت زيرا نتيجهاى از كوشش دهقان در اين راه عايد خانوادهى او نمىشد . به همين جهت سطح كشت و درختكارى تقريبا و توليد محصولات كشاورزى در حدود احتياج داخلى بود و در مورد بعضى از مورد مانند پنبه و برنج و ترياك و پشم و پوست مقدارى براى صدور به خارج تهيه مىشد . وسايل و شرايط كشت و زرع در سراسر كشور تقريبا يكسان و در مراحل ابتدايى بود . دهقان حداقل محصول را از زمين برمىداشت و اين محصول برطبق عوامل پنجگانه كشت و زرع يعنى : زمين و بذر و آب و گاو و انسان بين مالك و زارع تقسيم مىشد و چون مالكين عمدهى خود را صاحب زمين و آب مىدانستند ، بهطور مسلم 2 / 5 محصول به آنان تعلق مىگرفت و اين حالت فقط در مواقعى بود كه زارع بذر و جفت گاو براى شخم زمين از خود داشته باشد ولى اگر بذر و گاو را هم مالك در اختيار زارع مىگذاشت ، زارع فقط حق استفاده از 1 / 5 دسترنج خود را داشت و چون زارع هرگز نمىتوانست بيش از حداقل خوراك سالانهى خود و خانوادهاش گندم و جو و محصولات ديگر به دست آورد و مقدارى از آن را براى بذر سال آينده نگه دارد ، هميشه بذر را هم از مالك مىگرفت و چون در بسيارى از روستاها جفت گاو متعلق به مالك يا مباشر و يا كدخداى ده بود ، بدينترتيب اكثر زارعين فقط از 1 / 5 محصول بهره مىبردند . مالك و مباشر او در هر دهكده علاوه بر قسمت عمدهى محصول زمين ، از ميوههاى درختى ، محصول صيفى ، مرغ ، تخممرغ ، گوسفند ، ميش ، بز ، لبنيات ، پشم و پوست نيز سهم داشتند و سهم خود را به زور از زارعين مىگرفتند و حتى زارعينى كه از كوهستانها كتيرا و صمغهاى نباتى يا گياهان خودرو كوهى مانند زرشك و ريواس و امثال آنها جمعآورى مىكردند ، مجبور بودند كه مقدارى از دسترنج خود را به نمايندهى مالك تسليم كنند زيرا مالك يك دهكده علاوه بر اراضى مزروعى دهكده ، تا شعاع صدها كيلومتر از حواشى دهكده را ملك مطلق خود مىدانست . بهطور كلى ، طبقهى برزگر و دهنشين ايران در برابر مظالم و ستمگرى مالكين بزرگ
--> ( 1 ) - سرپرسى سايكس دربارهى يك دهكده از دهات خراسان مىنويسد : ماليات اين قريه 86 ليره ( معادل پانصد تومان آن روز ) است ولى مبلغى كه واقعا از آن وصول مىگرديد از 140 ليره ( در حدود هشتصد تومان آن روز ) در سال كمتر نبوده است ( تاريخ ايران ، سرپرسى سايكس ، جلد دوم ، صفحهى 606 ) .