على اصغر شميم

363

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

موروثى بود و نيز هيچ‌گونه وسيله‌اى براى پرورش ذوق و استعداد فطرى اطفال و جوانان وجود نداشت ، نيروى انسانى جامعه به مفهوم حقيقى خود به كار نمىافتاد و استعدادهاى گوناگون جوانان از بروز و رشد طبيعى باز مىماند . چه‌بسا پسران متعدد يك قناد اگر در حرفه‌ها و فنون ديگرى مانند نجارى و آهنگرى و پارچه‌بافى و امثال آن‌ها كار مىكردند ، استادان برجسته و لايقى از كار درمىآمدند ولى غالب اين جوانان ناگزير بودند حرفه‌ى پدرى و اجدادى خود را فرا بگيرند و يا برعكس اگر پسران يك نجار يا بافنده به ميل و اختيار و برحسب ذوق و استعداد خويش به حرفه‌اى غير از حرفه‌ى خانوادگى مىپرداختند ، در آن حرفه‌ها سرآمد اقران مىشدند . II اوضاع اقتصادى كشاورزى طبقه‌ى كشاورز ، اعم از ده‌نشينان و چادرنشينان ، در حدود هفتاد درصد جمعيت ايران را تشكيل مىدادند و مهمترين و مشخص‌ترين طبقه‌ى مولد ثروت كشور بودند . اما در شرايط خاص ناشى از سيستم ارباب و رعيتى استعداد توليد در اين طبقه چنان‌كه لازم بود ، به كار نمىافتاد . در رشته‌ى كشت و زرع براساس دو روش كشت ديم و كشت آبى ، غلات ( گندم و جو و ارزن ) ، برنج ، پنبه ، توتون و تنباكو ، حبوبات و بقولات و محصولات صيفى و ميوه و ترياك به دست مىآمد و از منابع طبيعى نباتى ، محصولات جنگلى و كتيرا و انواع ديگر صمغ نباتى فراهم مىشد و در رشته‌ى دامپرورى نگهدارى و پرورش گاو ، گاوميش ، گوسفند ، بز ، اسب ، استر ، الاغ ، شتر و پرورش مرغان خانگى رواج داشت و ايلات و عشاير فارس و آذربايجان و خراسان مهمترين مولد محصولات حيوانى از قبيل پشم ، پوست ، گوشت و لبنيات بودند و به مقتضاى فصل و به علت كثرت عده‌ى گله‌ها و رمه‌هاى خود در منطقه‌ى معينى تغيير مكان مىدادند تا هميشه از چراگاه‌هاى طبيعى براى تغذيه‌ى دام‌ها استفاده كنند . كشاورزى ، همان‌طور كه پايه و اساس ثروت مملكت را تشكيل مىداد ، چنان كه قبلا اشاره شد با اجراى سيستم ماليات بر اراضى مزروعى ، يكى از منابع مهم درآمد دولت بود . دولت طبق فهرست‌هاى معين از هر جريب ، يعنى ده هزار متر مربع ، زمين مزروعى مبلغى به نقد و مقدارى جنس ماليات مىگرفت و چون مؤدى مالياتى مالك و ارباب دهكده بود ، در برابر سهمى كه به