على اصغر شميم

361

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

و فقط در معتقدات دينى و اجراى قسمتى از مراسم و شعائر مذهبى با گروه‌هاى ديگر هماهنگ بود . تمول و مكنت و خدم و حشم كه يكى از مشخصات گروه‌هاى اشراف و عيان بود ، بر اثر تحولات اقتصادى و اجتماعى كشور ، در غالب موارد اهميت و ارزش خود را از دست داد و بسيارى از اعيان و اشراف هر شهرستان تمول و ثروت خود را از دست دادند ؛ ليكن به زور لقب و افتخارات اجدادى و تظاهر به تقريب دستگاه‌هاى دولتى ، جنبه‌ى اشرافيت خود را همچنان حفظ كردند . اما طبقه‌ى ملاكين بزرگ كه بيشتر اوقات سال را در شهرها بسر مىبردند ، هم قدرت مالى داشتند و هم سلطه‌ى فرمانروايى بر رعاياى ساكن املاك خود و بدين‌ترتيب با تقديم هدايا و پيشكشى به شاه و صدراعظم و درباريان در امور سياسى و ادارى كشور نيز رسوخ يافته و از نيروهاى انتظامى كشور براى حفظ ثروت و تمول و سلطه‌ى اجتماعى خويش استفاده مىكردند و اين نيروها را در راه سركوب كردن رعاياى بدبخت و تيره‌روز و غصب املاك و اموال خرده‌ى مالكان به‌كار مىبردند « 1 » . بسيارى از مالكان عمده در صف درباريان و نوكران شاه درآمده و بسيارى از درباريان و نوكران شاه به مرور زمان صاحب املاك فراوان گرديده و در گروه مالكان عمده قرار گرفته بودند . در اين طبقه نيز آداب و مراسم عقد و ازدواج و رفت‌وآمد و معاشرت مانند گروه‌هاى ديگر محدود و مخصوص به افراد همين طبقه بود . * * * از آنچه درباره‌ى گروه‌بندى و طبقه‌بندى جامعه‌ى ايرانى گفته شد ، نتايج زير استنباط مىشود : 1 - گروه‌هاى اجتماعى طى قرون متمادى شكل خاص به خود گرفته و تا حدى به صورت طبقات دربسته درآمده بودند و اختلاط و آميزش بين گروه‌هاى گوناگون ، جز در مورد گروه‌هاى نزديك به هم ، وجود نداشت . 2 - شيوه و روش زندگى و قسمتى از معتقدات عمومى گروه‌هاى اجتماعى با يكديگر متفاوت و اصل تفوق و برترى ( هيرارشى ) بر تركيب كلى جامعه حكمفرما بود . 3 - علاوه بر جهات ممتازه‌اى كه گروه‌هاى دربسته را از يكديگر متمايز ساخته بود ، در هر

--> ( 1 ) - تا چندى پيش يعنى سال‌ها پس از استقرار رژيم سلطنت مشروطه‌ى در ايران هنوز قسمتى از نيروهاى انتظامى به‌ويژه‌ى پليس ژاندارمرى فقط حافظ منافع نامشروع طبقه‌ى مالكان بزرگ بودند و با اتكا به اين نيروها بود كه مباشرين مالكان ، دهقانان رنجيده و زحمتكش را به چوب مىبستند و شلاق مىزدند و از انجام هيچ‌گونه عمل ناروا و جور و تعدى به دهقان و برزگر خوددارى نمىكردند .