على اصغر شميم

271

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

دست كهنه‌فروشان داخله و خارجه‌ى آشكارا به معرض بيع مىرسيد . اعتبار دستخط و فرامين دولتى يك دفعه زايل گرديد » . « يكى از مورخين در توصيف اين پادشاه چنين نويسد : آنچه را به زبان مىگفت كله‌اش خبر نمىشد . خيلى مايل به تقليد از پدر بود ولى آن ماده و جودت را نداشت . يك مسافرت‌نامه هم نوشت . به تعزيه‌دارى راغب معلوم مىشد ، در فن توپچيگرى بىمهارت نبود . اگرچه مانند جدش محمد شاه موهوم‌پرست نبود ولى دماغش مانند پدر از خرافات صاف و پاك نبودى . شوق بسيار به گربه داشت و حكايات غريبه‌اى در اين باب ذكر مىنمايند » . « اين پادشاه خيلى بذال و منتها درجه‌ى جبان بود از اغتصاب اموال رجال و متمولين مملكت و قتل نفس بر خلاف پدر ، اجتناب مىنمود . جبنيت پادشاه عاقبت به حال ايران مفيد واقع گرديد كه به يك جنبش ملى ، مشروطيت سلطنت را تسليم نمود . اين پادشاه عاقبت به خير شد و در آخر عمر جلب نام نيك كرد و محبوب القلوب رعاياى خويش بلكه عامه نوع خواهان عالم گرديد » . « از تمام اجداد خود معارف دوست‌تر بود . به ترقى مملكت هم مايل‌تر بود ولو اندكى هم از اقتدارات او كاسته مىشد ، حرفى نداشت مشروط بر اين‌كه به دلخواه هرگونه تصرف در خزينه بخواهد بنمايد » . « در عهد اين پادشاه آنچه رسما از ايران كاسته شد ( فيضان رود ) هيرمند بود كه در تصفيه‌ى سرحدى سيستان و افغان قطع گرديد و عثمانى هم به دعوى سرحدى به خاك ايران قدرى تجاوز نمود . بحرين علنا خودسر يا زير بار انگليس رفت . چند بندر و جزيره‌ى كوچك هم در خليج‌فارس و برخى مقامات نيز در بلوچستان از ايران موضوع شد . امتيازات بسيار مضر به خارجه داد من‌جمله تجديد امتياز راه‌آهن به روس ، بانك آلمان « 1 » ، حفر شوش كهنه براى آثار عتيقه به فرانسه ، معادن نفت قصر به انگليس و غيره « 2 » ، اگرچه گفتگوى بعضى از اين امتيازات در زمان ناصر الدين شاه شد ولى اتمام و اجرايش در عهد اين پادشاه بود . هرگاه چشم از همه اين‌ها پوشيده شود ، قبول شرايط استقراض كه پنجه‌ى روس را به جسم ايران جاى داد در اضمحلال اين سلطنت كافى بود . در سال 1324 با نيكنامى تمام اين پادشاه صافىدرون خوش عقيدت ترك جان و جهان فرمود « 3 » » .

--> ( 1 ) - امتياز بانك آلمان در دوره‌ى حكومت مشروطه پس از مرگ مظفر الدين شاه در سال 1325 قمرى داده شده است . ( 2 ) - شرح امتيازات بعدا خواهد آمد . ( 3 ) - سر آتور هاردينگ Sir . A Hardinge وزيرمختار انگليس در تهران در دوره‌ى سلطنت مظفر الدين شاه ، در كتاب خود به نام « يك ديپلمات در شرق » درباره‌ى مظفر الدين شاه مىنويسد : شاه كه از لحاظ فكر كودك سالخورده بيش نبود از لحاظ استقامت مزاج چون نايى ، شكسته و نحيف و ناتوان شده بود . »