على اصغر شميم

22

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

معروف شدند . اشاقه‌باش يا قويونلو دسته‌ى اشاقه‌باش از ايل قاجار كه پس از كسب قدرت و زمامدارى بيشتر به قويونلو معروف شدند ، هم از حيث مقتضيات محلى و هم از لحاظ حسن خدمت به سلاطين عصر به تدريج قوت گرفتند و در دوران پادشاهى صفويه سلاطين آن سلسله از اختلاف و دودستگى ميان ايلات قاجار استفاده مىكردند و از وحدت آنان كه ممكن بود به شورش و قيام عليه حكومت مركزى منجر شود ، جلوگيرى مىنمودند و بدين‌ترتيب هريك از دو دسته كه بهتر مىتوانستند محبت و توجه سلاطين صفويه را به خود جلب كنند ، بيشتر مورد نوازش و عطاياى ملوكانه قرار مىگرفتند . دسته‌ى اشاقه‌باش از زمان سلطنت شاه سليمان صفوى تقريبا مقام اول را نسبت به ايلات شمالى ايران در دستگاه صفويه احراز كرده و اعتماد و علاقه‌ى دربار را به خود جلب كرده بودند و بعضى از بزرگان و سران اشاقه‌باش داراى مقام و منصب و تيول و دستگاه حكمرانى در حوزه‌ى دشت و گرگان شدند و خود اين امر ، بيش از پيش كينه و حسد دسته‌ى يوخارىباش يا دولو را نسبت به سران اشاقه‌باش ، برانگيخته و بعدها موجب كشمكش‌هاى خونين و زد و خوردهاى بىرحمانه ميان اين دو دسته گرديد و مؤسس دولت قاجاريه را كه از سران اشاقه‌باش بود ، بر آن داشت تا سياست بىرحمانه و خانمان‌برانداز نسبت به منسوبين ايل دولو پيش گيرد . چنين به نظر مىآيد كه اصولا عدت و قوت ايل اشاقه‌باش از به دو امر بيش از دستجات دولو بوده و يا پشتيبانى دربار صفويه از دسته‌ى اولى موجب ضعف دسته‌ى دوم گرديده است . آنچه مسلم است در آغاز قيام ايلات قاجار براى به دست آوردن زمام حكومت در ايران نامى از دسته‌ى يوخارىباش در ميان نيست ولى در جنگ‌ها و كشمكش‌هائى كه ميان سران ايل اشاقه‌باش و حكومت‌هاى مركزى ايران در زمان زنديه روى داده است ، تقريبا تمامى افراد قاجاريه از هر دو دسته شركت داشته‌اند و بدين‌ترتيب ديده مىشود كه در راه كسب قدرت ، اختلاف و دودستگى از نظر افراد ايل محو گرديده و فقط سران و رؤساى يوخارىباش بودند كه داعيه‌ى حكومت و سلطنت داشته‌اند و به دست آغا محمد خان نيست و نابود شده‌اند . ارتباط سران اشاقه‌باش با شاه طهماسب دوم پس از شكست ننگين شاه سلطان حسين صفوى از سپاه معدود محمود افغان و سقوط