على اصغر شميم
219
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
بودند ، مواجه شد و از روز 26 مارس كشتىهاى انگليسى سميراميس « 1 » ، اژدها ، فيروز ، آسى « 2 » ، ويكتوريا و فالكلند « 3 » خمپارههاى مخرب به طرف بندر محمره پرتاب و در برابر توپخانهى ايران به زور پرتاب خمپاره و نارنجك ، سربازان مستعمراتى را به تدريج از كشتىهاى بزرگ نيروبر به كشتىهاى سريع السير سبك انتقال دادند . جنگى هولناك مدت 24 ساعت متوالى در كنار محمره ميان قواى ايران و نيروى مهاجم انگليسى و هندى ادامه يافت و سرانجام در برابر شليك توپهاى كشتى جنگى و فشار فوق العادهى نيروى مهاجم و سستى بعضى از سران سپاه ايران ، خانلر ميرزا تمامى مهمات و تجهيزات و حتى چادرها و بنه سپاه را برجاى گذاشته محمره را به دشمن سپرد و با سپاهيان خويش به طرف اهواز عقب نشست و نيروى انگليس روز 27 مارس آن شهر را متصرف شد . پس از تصرف محمره ، ژنرال اوترام فرماندهى نيروى مهاجم ، سيصد سرباز و چند افسر با سه كشتى كوچك از راه كارون به جانب اهواز فرستاد و سه كشتى جنگى كه هريك داراى دو توپ 24 پوندى بود ، دنبال آن عده به اهواز روانه كرد . فرماندهى نيروى ايران در اهواز ، شاهزاده خانلر ميرزا با آنكه متجاوز از 9 هزار نفر سرباز و توپخانهى كافى داشت شهر را رها نمود و به جانب شوشتر حركت كرد « 4 » . و قواى 300 نفرى انگليسى بدون تلفات وارد شهر شدند و از طرف جمعى از شيوخ عرب ساكن جنوب مورد استقبال قرار گرفتند و به اين ترتيب نيروى نظامى انگليس بر خارك و بوشهر و محمره و اهواز و اندكى بعد بر برازجان ( بر سر راه بوشهر به كازرون و شيراز ) دست يافتند ( 3 آوريل 1857 مطابق با شعبان 1273 قمرى ) .
--> ( 1 ) - Semiramis ( 2 ) - Assie ( 3 ) - Falkland ( 4 ) - خانلر ميرزا در اين جنگ سستى و بىلياقتى نشان داد و عجيب اين است كه بعدها در موقع سان قشون در تهران كه سربازان مأمور خليج را مورد تحقير قرار دادند و برخى را مجازات كردند ناصر الدين شاه به مشار اليه كه بيش از ديگران سزاوار سرزنش بود كه قبضهى شمشير و يك جبه ترمه خلعت داد . ( نقل به معنى از كتاب جنگ انگليس و ايران ) رابرت گرانت واتسن مىنويسد : « ولى حضرت اجل خانلر ميرزا در مقابل اين ضعف نفس و دونهمتى با تقديم مبلغ هشت هزار ليره انگليسى در روحيهى صدراعظم رسوخ يافت و به عوض آنكه مورد تنبيه و توبيخ قرار گيرد مورد مرحمت شاهانه واقع و با عطاى يك قبضهى شمشير و خلعت تنپوش ملوكانه مفتخر گرديد . »