على اصغر شميم

144

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

بود ، به تهران طلبيده و به معاونت اميركبير منصوب و او را به اعتماد الدوله ملقب گردانيد « 1 » . اميركبير يكى از خوشبختىهاى ناصر الدين شاه در آغاز سلطنت وجود ميرزا تقى خان اميركبير بود كه در ميان محيط آشفته و تشنج سياسى و فتنه‌ها و قيام‌ها و شورش‌هاى گوناگون به قوه‌ى تدبير و عزم راسخ و اراده‌ى آهنين خود در تحكيم اساس سلطنت ناصر الدين شاه كوشيد . اصل امير از ده هزاوه از قراى بلوك فراهان عراق و اين ده تا شهر سلطان‌آباد ( اراك كنونى ) كرسى عراق دو فرسنگ فاصله دارد و در جهت شمال غرب اين شهر واقع است . پدر ميرزا تقى خان امير ، كربلايى محمد قربان است . به مناسبت مجاورت قريه مهرآباد فراهان كه اصل خاندان قائم‌مقام از آنجا بود ، با هزاوه موطن و مسكن كربلايى محمد قربان پدر امير ، اين مرد در عداد خدمتكاران قائم‌مقام اول يعنى مرحوم ميرزا عيسى معروف به ميرزا بزرگ درآمد و در دستگاه او سمت آشپزى پيدا كرده و بعدها در پيش قائم‌مقام ثانى ناظر آشپزخانه و در پيرى قاپوچى او شده است . ميرزا تقى خان در حدود سال‌هاى 1210 تا 1214 هجرى قمرى متولد شد و از كودكى در خاندان قائم‌مقام در تبريز بسر مىبرد و در همان حال كه زيردست پدر خود به امور آشپزخانه رسيدگى مىكرد ، با اطفال خردسال خاندان قائم‌مقام محشور و همبازى بود و چون مكرر از خود هوش و درايت و نسبت به كسب سواد و دانش علاقه‌ى وافر نشان داده بود ، قائم‌مقام در تعليم و تربيت او كوشيد « 2 » .

--> ( 1 ) - در انتخاب و انتصاب ميرزا آقا خان نورى به وزارت و معاونت اميركبير سفير انگليس دخالت داشت . اين مرد از دست‌نشاندگان ديپلماسى انگلستان در ايران و تا پايان عمر خدمتگزار صديق و باوفاى آن دولت بود . شرح توسل وى به سفارت انگليس و توصيه‌ى سفير به ناصر الدين شاه و پافشارى او در انتصاب ميرزا آقا خان به صدارت در غالب منابع داخلى تاريخ قاجاريه ذكر شده است . ( 2 ) - گويند كه امير در كودكى كه ناهار اولاد قائم‌مقام را مىآورد ، در حجره‌ى معلمشان ايستاده براى باز بردن ظروف ، آنچه معلم به آن‌ها مىآموخت ، او فرامىگرفت تا روزى قائم‌مقام به آزمايش پسرانش آمده هرچه از آن‌ها پرسيد ندانستند ، امير جواب مىداد . قائم‌مقام پرسيد تقى تو كجا درس خوانده‌اى ؟ عرض نمود روزها كه غذاى آقازاده‌ها را آورده ايستاده مىشنودم . قائم‌مقام انعامى به او داد ، او نگرفت و گريه كرد . به دو فرمود چه مىخواهى ، عرض كرد به معلم امر بفرماييد درسى را كه به آقازاده‌ها مىدهد به من هم بياموزد . قائم‌مقام را دل‌سوخته ، معلم را فرمود تا به او نيز مىآموخت نقل از كتاب ميرزا تقى خان اميركبير عباس اقبال آشتيانى .