على اصغر شميم

105

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

فصل هفتم روابط ايران و عثمانى موضوع مشاهد متبركه علاقه‌ى مردم شيعىمذهب ايران به زيارت مشاهد متبركه واقع در بين النهرين عراق يعنى كربلا و نجف و كاظمين و مخالفت و ستمكارى حكام و دست‌نشاندگان متعصب و خشك‌مغز امپراتورى عثمانى در آن نواحى نسبت به زوار ايرانى از مسائلى بود كه همواره توجه پادشاهان ايران را به خود جلب مىكرد . وجود مراكز عشايرنشين در سرحدات دو دولت و دورويى و نفاق و سياست‌مآبى بعضى از حكام محلى مثل حكام بغداد و سليمانيه و شهر زور نيز آتش نفاق و كينه را بين دو دولت دامن مىزد و از همه مهمتر مسئله‌ى سرحدات ايران و عثمانى بود كه بعد از نبردهاى دوره‌ى نادر شاه افشار و شكست‌هاى پىدرپى سپاه عثمانى هنوز به صورت صحيح و روشن درنيامده « 1 » و دعاوى دو دولت درباره‌ى بعضى از سرحدات مثل ناحيه‌ى سليمانيه ( مسكن ايلات كرد موسوم به بابان ) حل نشده بود . حكام سليمانيه و شهر زور بنا به معمول آن عصر اغلب از جانب پاشاى بغداد و با موافقت درباره‌ى قاجار تعيين و منصوب مىشدند و اغلب اوقات براى تعيين حكام بلاد مزبور بين پاشاى بغداد و مأمورين رسمى ايران در غرب اختلاف نظر به ميان مىآمد . دربار عثمانى كه در حقيقت بازيچه‌ى دست سرداران فاسد و شهوتران ينى چرى و فاقد هرگونه تصميم و اراده بود ، غالبا از تمايلات حكام بغداد پيروى مىكرد و چون وضع سياسى عثمانى به صورتى درآمده بود كه پاشاها يعنى حكام بزرگ در حوزه‌هاى

--> ( 1 ) - مرزهاى ايران و عثمانى پس از يك سلسله محاربات طولانى نخستين بار در دوره‌ى سلطنت شاه طهماسب اول صفوى در قرارداد صلح دو دولت تعيين و در دوره‌ى سلطنت شاه سليمان صفوى بار ديگر تأييد گرديد و نادر شاه افشار نيز مقررات مربوط دو كشور را طبق عهدنامه‌ى منعقده در دوره‌ى پادشاهى شاه سليمان صفوى در مصالحه با عثمانى و قرارداد مربوط به آن گنجانيد .