احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

97

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

بامر ولايت بغداد عازم ايران شده كه عشاير سرحدى را با عثمانيها همراه نمايد و در ضمن سخن امير حشمت اظهار داشته كه چند روز قبل سالار الدوله با صاحب‌منصبان آلمانى وارد بغداد شده و خيال حركت ايران را دارد ولى والى بغداد ميخواست او را به سمت اناطولى روانه كند كه اين مطلب همان است كه سابقا به آن اشاره شد « معاضد الملك » نمره 262 مراسله وزارت امور خارجه به سفارت كبراى عثمانى مورخه 17 ربيع الثانى 1333 در طى مراسلات رسميه عديده وقايع خانمان‌سوز ارومى كه از اثر تجاوزات و اقدامات قواى نظامى آن دولت عليه بظهور رسيده خاطر گرامى جناب مستطاب عالى از كيفيات آن مستحضر گرديده است اينك دوستدار به تعقيب و تأييد مراسلات سابقه وزارت خارجه مفاد اخبار واصلهء از ارومى را كه حقيقة باعث ملالت و افسردگى است به اطلاع خاطر محترم ذاتعالى سفارت پناهى مىرساند كه حين مصادمات در آن صفحات چند قريه كلية به يغما رفته و بعضى قراء احتراق و هستى مردمش طعمه آتش گرديده در چند ده ديگر كه مسيحىمذهبان سكونت داشته‌اند بىاندازه قتل و بىعصمتى واقع و قسمتى از آنها به شهر و نواحى فرار كرده‌اند و نيز خبر ميدهند به خانه اسماعيل‌نام كه جزو ميسيون فرانسه مستخدم بوده مومى اليه و چند نفر زن و بچه‌اش را بقتل رسانيده‌اند و در ارومى هم خسارت زياد وارد آمده درب و پنجره را شكسته و برده‌اند دوستدار يقين دارد كه قطعا تصديق ميفرمايند وقوع اين اتفاقات وحشت‌انگيز در تاريخ اتحاد و يگانگى دولتين هيچ وقت نميتواند نمايش مطلوبى را حائز گردد و طبعا مقتضيات يك‌جهتى حكم‌گذار است كه دوام اين احوال اسف اشتمال مصلحت و صوابى را براى دولتين متضمن نبوده سهل است ضررهاى گوناگون معنوى را استقبال خواهد كرد عليهذا دوستدار حقا و اصولا اقدامات قواى آن دولت عليه را كه از نتيجه تجاوزات آنها بوقوع پيوسته است پروتست و رجعت آنان و جبران تمام خسارات و دماء مقتولين را جدا طلب نموده بانتظار حسن‌توجه آن جناب مستطاب احترامات « معاون الدوله » نمره 276 مراسله وزارت خارجه بسفارت انگليس مورخه 22 ربيع الثانى 1333 از قرار اطلاعى كه امروز بدوستدار رسيده در شب 18 حوت مأمورين دولت فخميه انگليس قونسول آلمان را كه در يك ميدان بيرون شهر بوده با رئيس تجارتخانه آلمان غفلته گرفته و بجهاز برده‌اند و نيز مأمورين انگليس كه از آن جمله كاپيتن نوئل است درصدد بوده‌اند كه مسيو واسموس آلمانى را بدست يارى حيدر خان حيات داودى دستگير نمايند و مشار اليه فرارا به برازجان آمده و بنه و اموال او را كه از قرار مذكور معتنىبه بوده است مأمورين مزبور از بندر ريگ بجهاز انگليس حمل كرده‌اند چون اين واقعات تأسف‌انگيزى كه در خاك بيطرف ايران واقع مىشود ناقض بيطرفى اين دولت عليه مىباشد دوستدار ناگزير است با عطف بمراسله 5 ربيع الثانى 1333 باقدامات مزبوره كه به كلى خلاف انتظار بعرصه شهود ميرسد جدا اعتراض نمايد و از آنجائى كه اولياء دولت عليه ايران به مساعدتهاى آن جناب جلالتماب و رعايت بيطرفى ايران هميشه به نظر حق‌شناسى نگاه ميكنند اميدوارى كامل حاصل است كه براى سد ابواب اين قبيل اقدامات در خاك ايران كه با مصالح طرفين منافات كلى دارد مساعى جميله به كار برده به جهت اعاده قونسول و رئيس تجارتخانه و استرداد اموال واسموس و عدم تعرض دولت فخيمه انگليس به او و همراهانش احكام لازمه از طرف اولياء آن دولت صادر خواهند فرمود دوستدار ممنون مىشود كه هرچه زودتر از اقدامات جديه آن جناب اطلاع يافته و اطمينان كامل در عدم تكرار اين گونه عمليات مأمورين دولت فخيمه انگليس حاصل نمايد . « معاون الدوله » نمره 282 مراسله سفارت آلمان بوزارت امور خارجه 23 ربيع الثانى 1333 با نهايت احترام توجه خاطر آن جناب را باهانت جديدى كه از طرف روسها به بيطرفى ايران و بمنافع اتباع مملكتى كه با ايران دوستى دارد وارد آمده متوجه ميسازد قشون روس باعتراضات پىدرپى سفارت امريكا كه مأمور حفظ منافع آلمان در آذربايجان است هيچگونه وقعى نگذارده و تجارتخانه آلمانى موسوم به « پطاك » را اشغال كرده اين رفتار ننگ‌آميز خود را به جائى رسانيده‌اند كه قاليهاى آن تجارتخانه را سرقت كرده‌اند دوستدار به تمام اين تخطيات و تجاوزات كه در مملكت بيطرفى صورت ميگيرد اعتراض نموده و از آن جناب خواهشمند است بعمال ايرانى تبريز دستور العمل بدهيد كه در تخليه تجارتخانه آلمانى اصرار و تأكيد نموده و قاليهاى تجارتخانه مزبور را محافظت نمايند « كاردرف » نمره 286 سواد تلگراف حكومت بوشهر به وزارت داخله 25 ربيع الثانى 1333 الساعه كه نيمساعت به ظهر جمعه 25 مانده از مسجد نو برگشتم هيجان عمومى بدرجه‌ايست كه فوق تصور است چنين ازدحامى در بوشهر هرگز دست نداده بود كل علماء و عموم طبقات اهالى حضور داشتند ملخص خطابه علماء اين بود كه سه سال است بدون اينكه هيچ ضرر مالى و جانى از بنادر بانگليس رسيده باشد در آنجا اخلال كرده و عده قشون نگاه داشته و حالا هم علاينه هتك حرمت و حيا و بيطرفى دولت را كرده با وصف احكام جهاديه حجج الاسلام محض اينكه شاهنشاه محبوب ما بيطرفى اختيار فرموده‌اند از اجراى اوامر حجج اسلام خوددارى كرده‌ايم حالا هم قصد بلوا و جنگ و جهاد نداريم جلاء قشون انگليس و رجعت قونسول و تاجر و خانم آلمانى را ميخواهيم و دست از حقوق مشروعه برنميداريم و اگر ما را بكشند ايلات و عشاير و اهالى غيور جنوب زنده هستند و بوظيفهء