احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

84

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

شب قبل از حركت ميرزا على كازرونى و سلطانعلى و شخصى بنام داود عليخان و زائر خضر و شيخ حسين در طلحه براى توديع گرد واسموس جمع شده واسموس از آنها عذرخواهى كرد كه قادر نبوده است وسائل موفقيت ايشان را فراهم آورد همگى اشك‌ريزان و مويه‌كنان روى واسموس را بوسيده و هردو مسافر « قل هو اللّه » خوانان بر پشت اسب نشستند سلطانعلى حكايت مىكند كه واسموس و اشپيلر دو شبانه روز واسموس راه پيموده تا به فيروزآباد رسيدند در ننجان ناصرديوان آنها را ملاقات و پيشنهاد كرد كه دو روز ميهمان او باشند و لكن آنها به راه خويش مداومت داده به خان زنيان وارد در آنجا خود را داخل يك كاروان نموده از وسط خطوط پليس جنوب عبور كردند بعد مدت ده روز شهر شيراز را دور زده خود را به آن طرف شهر رسانيدند واسموس قدرى كه از شيراز دور شد لباس ايرانى را از تن خارج و ملبوس اروپائى پوشيد و گفت نميخواهم ننگ شكست را به قامت ملت ايران كه گناهى جز بيطرفى نداشته تحميل كنم و دامان يك ملتى را كه در راه استقلال خويش جانبازى نموده لكه‌دار سازم . در اروجن بختيارى بديدار يكى از دوستان خود صولت السلطنه نائل گرديد از آن تاريخ واسموس خود را متخصص شركت نفط بنام مستر « وايت » ناميد و زبان فارسى را به لهجه انگليسى تكلم كرد و از راه چاه‌هاى نفط از جبال بختيارى گذشته بدون آنكه شناخته شود باصفهان رسيد . در اصفهان شهرت داد كه واسموس از راه شيراز با لباس ايرانى وارد خواهد شد قونسول انگليس فريب اين نيرنگ را خورده توجهش به طرف دروازهء شيراز معطوف گشت و واسموس توانست به آسانى وارد كاشان شود در كاشان سلام نوروز از طرف ماشاء اللّه خان