احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

83

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

كاپيتن و يك سرژان انگليسى را بقتل برسانند و قسمتى از شهر شيراز را غارت كنند . در آن موقع واسموس در جنوب مشغول متحد ساختن قواى تنگستانى و دشتستانى بود و آنها را به زير بيرق قشقائى در خان خبيص گسيل ميداشت بطوريكه در احمدآباد و چنارراه‌دار لطمه شديد به انگليسها وارد آوردند اما عاقبت آتش مسلسل و توپخانه انگليس به مقاومت قشقائيها پايان داد بطورىكه دويست كشته و سيصد زخمى بجاى گذاشتند و بقيه در باغهاى اطراف شهر من‌جمله باغ جنت پراكنده شدند تنگستانيها به طرف خليج فارس بازگشتند كليه دوستان و هواداران صولت الدوله را رها كردند جز واسموس كه تا آخر با او و با ناصرديوان باقى ماند . سرپرسى سايكس مجددا فرمانفرما و قوام الملك را رام نموده و بدستيارى آنها صولت الدوله را از رياست ايل قشقائى منفصل و احتشام برادر او را بجاى وى منصوب كرد واسموس از فرصت مناسب استفاده كرده صولت الدوله و ناصرديوان را ترغيب به حمله جديدى بشيراز نمود در اين حمله سى نفر از كازرونيها بقتل رسيدند و نظر باختلافى كه با قشقائيها پيدا كردند مجبور به عقب‌نشينى شدند و صولت الدوله به خان خبيص رفت در آنجا هم واسموس او را تنها نگذاشت انگليسها با عده زياد چنار راه‌دار را اشغال كردند و ميخواستند كار صولت الدوله را يكسره نمايند اما قشقائيها با شجاعت بينظيرى جنگيدند و در عين جنگ و گريز به فيروزآباد رفتند صولت الدوله در اين جنگ رشادت خارق العاده از خود بروز داد و بكمك محمد عليخان نام توانست خود را به آباده برساند احتشام ايلخانى در فيروزآباد مقر گرفت و صولت الدوله ميان ايلات و عشاير مختلف حيران و سرگردان در گردش بود و واسموس آنى از او جدا نميشد . روز 21 سپتامبر 1918 غضنفر السلطنه و شيخ حسين خان با چهارصد نفر تفنگچى به چغادك رسيده و در آنجا زائر خضر خان به آنها ملحق شد و زدوخوردى با نيروى انگليسى روى داد در ماه اكتبر صولت الدوله با يكهزار و پانصد نفر شهر فيروزآباد را به يك حمله ناگهانى به تصرف آورد احتشام را وادار به فرار نموده مقام ايلخانىگرى را مجددا تصاحب كرد سرپرسى سايكس عدهء زيادى از افراد پليس جنوب را به جنگ او فرستاد قشقائيها با تهور خارق العاده و با فداكارى عديم النظيرى جنگيدند و پيشنهاد مصالحه را نپذيرفتند اما بالاخره در برابر شماره فزون‌تر ناگزير به عقب‌نشينى شدند . واسموس با حزن و حرمان فراوان به اهرم بازگشت خوانين هنوز تن به تسليم نداده اما در مقابل بيست‌هزار سرنيزه انگليسى اميدى بر ايشان باقى نمانده بود يكى از برادران شيخ حسينخان به حكومت چاه‌كوتاه برقرار گرديد غضنفر السلطنه ظاهرا شرائط انگليسها را پذيرفت و لكن دست از دوستى واسموس برنداشت يعنى واسموس در پيروزى و در شكست شريك و غمخوار خوانين بود . روز بيستم نوامبر 1918 موقعى كه واسموس در قريه طلحه اقامت داشت قاصدى از طرف فرماندهى انگليسى بوشهر به آنجا آمده و نامه فرمانده را به او و به مسيو اشپيلر ابلاغ كرد در ضمن نامه خبر متار كه جنگ بين الملل به اطلاع آن دو نفر رسيده و پيشنهاد شده بود هرگاه مايل به معاودت به وطن خود هستند در ظرف هشت روز خود را به اركان حرب بوشهر يا به نزديك‌ترين پستهاى نظامى معرفى نمايند و در صورت عدم قبول با آنها معامله اسيران جنگ مرعى خواهد شد واسموس براى جواب مهلت خواست پاسخ او روز سيزدهم دسامبر به فرمانده بوشهر رسيد مبنى بر اينكه انگليسها حق اخراج او را از ايران ندارند و او جز از اوامر دولت متبوعهء خويش از ديگران اطاعت نخواهد كرد و معلوم هم نيست كه متاركه شكسته نشود بعلاوه اسارت وى لطمهء جديدى به بيطرفى ايران وارد خواهد ساخت اين پاسخ برطبع فاتحين انگليسى گران آمد اما از غرور و عزت نفس يكى از دليران آلمانى جز اين انتظار نميرفت واسموس و اشپيلر به منظور احتراز از اينكه به ميزبانان ايرانى آنان آسيب و زحمتى وارد نيايد تصميم به ترك ايران از طريق تركيه گرفتند .