احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
68
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
باقى مانده است . فقط بناى مهم كابل ( قبر تيمور ) است با يك گنبد ظريف كه از آجر پخته بنا شده و تقريبا 250 سال قبل بايد تاريخ بناى آن باشد . در طرف مشرق شهر مسجدى است كه به طرز ابنيه هندى ساخته شده در كاروانسراها و خانهاى قديم منبتكاريها و پنجرههاى چوبى قشنگ زياد ديده مىشود . كابل مركز مهم تجارت شرق افغانستان است و كاروانها از همه طرف بدانجا آمدورفت ميكنند در اين شهر انسان ميتواند آهنگريهاى صنعتى قبايل هزاره و پارچهها و قاليهاى تركمنى و شالهاى كشمير قيمتى را خيلى ارزان بدست بياورد بدبختانه اين هيئت نتوانست بياميان كه قدرى دوردست افتاده برود ولى توانست يك مجموعهء نفيسى از عكسهاى ابنيه آنجا بدست بياورد . در عرض راه ما بين كابل و تاشگورگان از ابنيه قديم ايبك كه از قرار معلوم از آثار دوره زردشتى است عكس برداشته شد . مهمترين آن يكى تخته سنگ بزرگى است بقطر 20 متر كه در وسط آن آثار آتشكده كوچكى است و ديگر چندين معبد سنگى مستدير گنبدمانند با انواع تزيينكاريهاى فراوان كه بدبختانه اغلب خراب و ضايع شده است آثار خطى و كتيبه در هيچكدام از اينها ديده نشد . اين هيئت بالطبيعه اهميت مخصوصى بتركستان افغانستان ميداد تاشكورگان معروف به « در بلخ » در دامنه شمالى كوهستان بلندى واقع است و چنين به نظر ميآيد كه در قديم الايام يك قوم باخترى ( ايرانى ) در جلگه واقع در شمال اين موضع و هم در بلخ و هم مواضع ديگر اين صفحات شخص ميتواند به خوبى ملاحظه كند كه چگونه اهالى كمكم از دشت و جلگه كوچ كرده و بتدريج در دامنه كوهها و كناره درهها منزل گزيدهاند انتخاب اين به دو دليل بوده است اولا بواسطه آبهائى كه در دشت جارى بوده اغلب راه جريان خود را تغيير ميداده و اسباب خرابى ميشده است لهذا اهالى مجبور ميشدهاند مواضعى را براى مسكنهاى خود انتخاب كنند كه بواسطه تنگى دره آب نتواند جريان خود را تغيير دهد علاوه بر اين در بعضى فصول آب در دشت كمتر يافت ميشده و آن هم بالطبيعه اسباب زحمت زياد و صعوبت زندگى بوده است ثانيا چون متدرجا اوضاع كوهستانهاى جنوبى امنتر و اهالى بحكومت مطيعتر ميشدهاند سكنه جلگه ديگر نميترسيدهاند كه كوهستانيها به آنها حمله آورده صدمه برسانند لذا مكان خود را در دامنه كوهها انتخاب ميكردند تا در مقابل حمله قبيله ديگر از يك طرف اقلا مطمئن باشند و به زودى محاصره نشوند و به همين ملاحظات تغيير در جريان آب و صعوبت آبيارى بوده كه مزار شريف در طرف شرق بلخ ساخته شده است و به همين ملاحظه نيز در ازمنه اخير امير عبد الرحمن خان بناى عمارت را در دامنه كوه مستحكم كرده است . چنين به نظر ميآيد كه مزار شريف در دوره شوكت باختريان بواسطه فراوانى و خوشى آب و هوا زيارتگاه مهمى بوده است و بعدها در دوره اسلام هم باز زوار مسلمان آن نقطه را زيارتگاهى قرار داده رشته زيارت در هرصورت منقطع نشده قديمترين آثار بعد از اسلام كه اكنون در مزار شريف مشاهده مىشود از بقاياى قرن 13 و 14 مسيحى ( قرن هفتم و هشتم هجرى ) است ولى بدبختانه كمى از آنها سالم مانده است مزار جديد على ( عجيب است كه على را در افغانستان سنى خيلى مقدس ميشمارند ) پايهاش همان پايه است كه ابتدا ساخته بودند ولى بواسطه تعميرات زياد كجسليقه كه بر آن افزودهاند خود بنا خيلى از شكل اصلى خود تغيير كرده است يقينا از آثار قديمه در اينجا باز هم بقايائى بايد موجود باشد ولى براى تحصيل اطلاعات در خصوص آنها تفتيشات عميقتر و وقت زيادتر لازم بود كه متأسفانه براى اين هيئت هيچكدام ميسر نبود ولى رويهمرفته ميتوان گفت كه در مزار شريف چيزهاى بسيار مهم زيادى بدست نميتوان آورد . يكى از مواضع خيلى مهم شهر بلخ است همان شهرى كه در قديم باكترا ( باختر ) ميگفتهاند از اين شهر به قدر امكان بعضى معلومات بدست آمد اغلب ابنيه قديمه بلخ در مشرق و جنوب شهر امروزه در خارج شهر واقع شده و خيلى صدمه به آنها خورده است و گويا اين ابنيه از همان ازمنه قديم هم در خارج شهر بودهاند پس بايستى كه شهر بلخ در قديم الايام داراى يك وسعت فوق العاده عجيبى بوده باشند و اين قطعا خارج از حيز امكان است . شهر قديم بلخ ظاهرا فقط اندكى وسيعتر از آبادى امروز شهر بلخ بوده است آثار بعضى برجهاى بزرگ بسيار قديم كه با آجر پخته و خام به طرز بسيار محكم ساخته شده هنوز باقى است و به نظر ميآيد كه اينها از دوره زردشتيان بيادگار مانده است يك ديوار گلى هم كه 20 متر قطر آن و در طرف شمال شرقى شهر واقع است معلوم مىشود كه از همان عصر باقى مانده اين ديوار از طرف مغرب تا ارگى كه بقول بوميان شهر قديم در آنجا بوده ممتد است پايه اين ديوار به صورت يك كثير الاضلاع بيضى شكلى است كه 800 متر طول و 600 متر عرض آن مىباشد تمام اصل اين محوطه تقريبا 10 متر از اراضى باتلاقى اطراف خود مرتفعتر است و محاط است بديوارهاى بلند گلى و خندقهاى آبى در منتهاى جنوبى اين محوطه اصل قلعه قديم واقع بوده است بدون آنكه كسى حفر بكند هنوز هم بطور وضوح ميتوان معلوم كرد كه در سه عصر مختلف مردم در اينجاها موطن داشته و ابنيه مختلف روى يكديگر ساخته بودهاند لكن عصر اسلام كه متأخرتر از همه است آثار آن اعصار را به كلى خراب كرده است بيشتر بناهاى عصر اسلام در طرف جنوب قلعه قديم واقع است . از همه مهمتر مسجد جامع است با كاشىكارىهاى خيلى فراوان و چندين مدرسه و يك زيارتگاه كه ظاهرا از قرون 12 و 14