احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
394
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
در سى تير قواى دولتى در حوالى تنكابن آنطرف رود چالوس بقواى متجاسرين كه تحت فرماندهى احسان اللّه خان و شجاع السلطان بودند حمله نموده و به آنها شكست سختى وارد آوردند . متجاسرين فرار كرده بشهسوار رفتند و در آنجا هم ساعد الدوله بكمك دولت آنها را خلع سلاح نمود ، رشت و انزلى هنوز در تصرف كمونيستها بود . در 22 مهر در جمشيدآباد زدوخوردى صورت گرفت و شهر رشت هم به تصرف قواى دولتى درآمد . وزير جنگ پس از تصرف شهر رشت اعلاميه صادر نمود كه در طى آن ابتدا از عمليات 7 ساله متجاسرين سخن گفته و بعدا تصريح كرده بود كه در سال گذشته چون متجاسرين با خارجيان همكارى ميكردند قواى دولتى با تلفات زياد مجبور بعقبنشينى شد ، ضمنا شرحى از خسارت اهالى شهر رشت اظهار و بالاخره به آنها چنين وعده داد : « بعد از اين موانع شما مرتفع و توجهات دولت آسايش شما را در پرتو شمشير من مقرر فرموده است . . . من هرگز نفع شخصى را بر منفعت عموم ترجيح نداده و هيچوقت آسودگى عامه را فداى نظريات شخصى ننمودهام . » بالاخره از كمونيستها خالو قربان و همراهانش طبق قرار قبلى آمده تسليم شدند و درجات نظامى گرفتند قواى دولتى در كنار انزلى بود كه تشكيلات كمونيستى انزلى هم منحل گشت . روز 6 آبان چند كشتى از انزلى حركت و هركه بايد بروسيه برود رفت ، فقط احسان اللّه خان و 50 نفر ديگر تا عصر روز ديگر ماندند و موقعى كه قواى دولتى از غازيان شليككنان پيش آمدند او هم به طرف كشتى رفته و در ساحل بندر خطاب به تماشاچيان گفت : « اى هموطنان ، خيانت زعماى قوم مانع انجام خدمات ما شد اين مأموريت بزرگ را بوقت ديگر و بسيار نزديك موكول مىنمائيم . » چون دولت آلمان شكست خورده بود و ضمنا منافع دولتهاى روس و انگليس هركدام به نحوى تأمين شده بود هردو دولت مصمم شدند بدفع نهضت جنگل مساعدت ورزند ؛ انگليسيها از طرفى قواى مركزى را تقويت نمودند و از سوئى با تطميع و تهديد دوستان ميرزا را از او جدا ساختند و روسها هم قواى خود را برده و كمك خويش را قطع و ضمنا از راه دلسوزى ميرزا را تشويق به سكوت كردند و روتشتين سفير روسيه شوروى شرح ذيل را به ميرزا كوچك خان نوشت : [ نامهء روتشتين سفير روسيه شوروى به ميرزا كوچك خان ] « من زياده از حد الكافى كه بتوسط رفيق سعد اللّه درويش اظهار كرده و موافقت با سياستى كه من از طرف دولت شوروى مجرى ميكنم در نظر داريد خوشحال گرديدم و همچنين متشكرم از شرايطى كه توسط كلانتراف فرستاده بوديد و لازم ميدانيد كه بدولت پيشنهاد كنيد با پروگرام شرايط و درخواستهائيكه در نظر من نماينده مختار دولت ج . ش . ف . ر . ميگذرانيد با دقت هرچه تمامتر خواندم لازم ميدانم يك دفعه ديگر شما را متقاعد كنم بر اينكه من سعادت ايران را ميخواهم و از براى استقلال و آزادى خارجى و داخلى اين ملت ميكوشم و از براى همين مقصود من لا ينقطع در بيرون بردن قواى مسلح اجنبى از خاك گيلان ميكوشيدم . من به مقصود خود رسيدم يعنى قشون انگليس و روس رفتند و خوشوقتم از اينكه اقدامات من بىنتيجه نماند و اين اقدامات با نظريات تشكيلات دولتى و حزبى مسكو موافق آمد . در موقع انجام اين كار فقط فكر من اين بود كه تنها امنيت ميتواند ايران را از چنگ امپرياليستهاى خارجى كه نسبت بايران نظريات طمعكارانه دارند خلاص كند . من فكر ميكردم كه نظريات انگليسها اينست كه در شمال يك مخالفتى پديدار كنند يا اينكه ناامنى را ادامه دهند و عمليات آنها افكار مرا ثابت ميكرد و بواسطه اين ناامنىها آنها مىتوانند خودشان را حافظ تشكيلات دولتى معرفى كنند با منافع روسيه ضديت كنند ايجاد خوف در ميان درباريان و زمامداران بكنند و موقعيت خودشانرا در جنوب مستحكم سازند تا سدى در جلوى خطر انقلاب باشد و لازم نيست من از براى شما شرح بدهم كه تا چه اندازه در وضعيات سال گذشته گيلان نفوذ انگليسها زياد و بنام نيك ما لطمه وارد آورد حتى اخيرا هم اقدامات خودسرانه ساعد الدوله و احسان اللّه خان در تنكابن كار مرا تأخير انداختهاند و بازار آنها را در تهران رواج دادند از براى همين مقصود سعى ميكردم و ميكنم كه ترتيبى در رابطه شما با دولت داده باشم هرچند سعادت من يارى نكرده