احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
395
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
است كه شما را مخصوصا ببينم اما با سابقه خوب شما آشنا هستم و خدمات سابقه شما و وضعيت كنونى يعنى سردستگى مليون را بسيار قيمتى ميشمارم با آن اميدى كه بدوستى شما دارم بخودم اجازه مىدهم گوشزد كنم كه بواسطه وضعيت مخصوص بين المللى از براى شما ممكن نباشد با تاكتيك خودتان دولت را ترسانيده يا مجبور به بعضى تغييرات بكنيد يا مملكتى را از نفوذ و حضور انگليسها آزاد نمائيد باز هم تكرار ميكنم كه اين تقصير شما نيست بلكه بواسطه وضعيت بين المللى است كه از زمان جنگ به اين طرف روى داده است . چونكه من يعنى دولت شوروى در اين موقع عمليات انقلابى را نه تنها بىفايده ميدانم بلكه مضر ميدانم اينست كه فرم سياست خود را تغيير و طريق ديگرى اتخاذ ميكنم . هرچند از زمان عقد قرارداد ما با ايران ( 8 اسفند 1299 ) كه سياست ما را نشان ميدهد چند ماه بيش نگذشته است و قليل مدتى است كه من در ايران توقف دارم باوجوداين هم پيشرفتى در سياست خودمان ملاحظه ميكنم شكى نيست كه نفوذ روحى آنها نه تنها در شمال بلكه تا يك اندازه هم در جنوب متزلزل شده است . من گمان ميكردم كه پس از خروج قواى اجنبى و صدور تأمين از براى شما خلع مبدء شده است و يا بيك نقطهء خودتانرا كنار ميكشيديد و در آنجا منتظر موقعى خواهيد بود كه شايد ملت ايران شما را به يارى بطلبد اما شما اينطور نكرديد و از براى كنار كشيدن خودتان و ترك عمليات شرح مبسوطى مبنى بر تقاضا بدولت ايران و به من پيشنهاد كرديد مثل اين بود كه فقط به همين شرائط حاضريد كه بوعده خودتان وفا كنيد و سياست خودتان را با سياست من مطابق نمائيد . بواسطهء احساساتى كه چند نسبت بشما و چه نسبت بملت ايران دارم در همانجا من برئيس الوزراء پيشنهاد كردم كه از براى آخرين قدم و يك تخفيفى هم نسبت بشما حاضر شدهام از براى همين است كه اين كاغذ را مينويسم پيشنهادات من از قرار ذيل است : 1 - قزاقها عقب بنشينند به طرف قزوين و شما هم قواى خود را بجنگل عقب ببريد ؛ 2 - حكومت رشت با توافق نظر هرسه يعنى دولت و من و شما خواهد بود و قنسول من در رشت ملتفت خواهد بود كه از طرف او و شما تجاوزاتى نشود ؛ 3 - بحكومت از براى حفظ امنيت يك قوه اجرائى جزئى داده خواهد شد و همچنين قواى شما بايد در يك عده معين باشد و آن هم براى محافظت شما ، نه از براى حكومت و نه از براى شما نبايد از خارج كمكى برسد ؛ 4 - بشما اطمينان مىدهم يك مبلغى داده خواهد شد كه بتوانيد با آن مبلغ مخارج خود و قواى خود را عهدهدار شويد . رفيق محترم را تصديع مىدهم از اينكه آخرين دفعهء است كه من در روابط شما با دولت ايران مداخله مينمايم من از شما خواهش و التماس ميكنم كه مداخله مرا رد نكنيد و باور نمائيد كه من از روى صميميت فقط ميخواهم در اين موقع سخت كمكى بايران كرده باشم و شخص شما را كه سردسته مليون ميدانم فوق العاده محترم ميشمارم اگر شما پيشنهاد مرا قبول نمائيد و جوابش را بتوسط قاصدى كه مراجعت مىكند بفرستيد من مطمئنم كه هيچوقت پشيمان نخواهيد شد اما اگر پيشنهاد مرا رد كنيد من ناگزير ميشوم از اقدامات دست كشيده خود را مجبور بكنم ( با يك دردى در قلب ) بتماشاى يك جنگ و يك برادركشى كه لطمهء بزرگى به آزادى ملت ايران وارد خواهد آورد . در خاتمه از صميم قلب احترامات فائقه خود را تقديم ميدارم روتشتين » پاسخ ميرزا كوچك خان برفيق روتشتين « رفيق محترم ، خيلى خرسندم در مراسله اخيرى كه توسط كلانتراف مرقوم فرموديد كاملا تصديق داريد كه ايران ميدان غرضرانى اجانب و متعديان عالم بشرى بوده و حيات اجتماعى دستخوش استفادهء سرمايهداران خارجى و منفعتپرستان داخلى است و ضعف و لاابالىگرى زمامداران دورههاى متواليه مركز لزوم اصلاحات داخلى و هرگونه قيام و نهضتى را كه متضمن اصلاحات اساسى باشد مشروع ميسازد . من و يارانم در مشقتهاى فوق العاده چندين ساله هيچ مقصودى نداشته و نداريم جز حفظ ايران عزيز از تعرضات و فشار خارجى و خائنين داخلى تامين آزادى و آسايش رنجبران ستمديدهء مملكتى و استقلال حكومت ملى فداكارى بنده و آزاديخواهان جنگل براى همين مقصود عالى بود و بس شما كه نماينده رسمى دولت ج . ش . ف . ر . هستيد دولت شما را يگانه حامى و پشتيبان اين مسلك دانسته و ميدانم و همين عقيده و اعتماد بود كه دو سال قبل قشون سرخ سويت روسيه را كه بدون دعوتى بايران آمدند با يك عالم اميد پذيرفتم و تعهدات كتبى شما در حيات اقتصادى مملكت چه تأثيرى وارد خواهد كرد بنابراين شرايطى را در زمينه پيشنهادات شما كه متضمن بقاء و صلاح جمعيت و جلوگيرى از حدوث بدنامى در انظار احراز خواهد كرد پيشنهاد را حتمى الاجرا ميداند البته نمايندگان جمعيت آن را به نظر شريف خواهند رسانيد . تعيين كنيد كه تاييد سياست مشروحه در مراسله شما بحفظ مصالح مملكت مرا و جمعيت را تا حدى قانع كرده و اميدوارم كه دولت ايران نيز از سكوت جمعيت استفاده سوء نكرده اصلاحات منظور را در مملكت وجود خارجى دهد . در خاتمه تذكر مىدهم مقصود من و يارانم حفظ استقلال مملكت و اصلاح و تقويت مركز است تجزيه گيلان را كه مقدمات ملوك الطوايفى و ضعف ايران است خيانت صريح دانسته و ميدانم چنان كه پيشنهادات هميشگى ما بدولت رفع اين توهم را تاييد مينمود . ايام موفقيت مستدام باد كوچك جنگلى »