احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
393
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
پيوست ؛ مدتى با قواى جنگل جنگيد و يك بار تا صومعهسرا پيش رفت اما بالاخره تصميم گرفت كه التيامى بين جنگليها و انقلابيون بدهد ، لذا از راه دوستى وارد شده نزد ميرزا رفت و سعى كرد او را برشت ببرد و لكن ميرزا امتناع ورزيد زيرا اولا نسبت بانقلابيون ظنين بود و در ثانى اشخاص ذىنفع اختلاف ميان اين دو نيروى ضد دولت مركزى را دامن ميزدند . عاقبت آتش ضديت و معاندت بطورى زبانه كشيد كه احسان اللّه خان و خالو قربان و حيدر عمو قلى و ذره و حسابى تصميم گرفتند بجنگل رفته كوچك خان را ترور كنند و لكن ميرزا از نقشهء آنها مطلع شده پيشدستى نمود و دستور داد حيدر خان و رفقايش را در كميتهء مشتركى كه هفته دو بار در « ملاسرا » قرار بود تشكيل گردد دستگير سازند ؛ افراد جنگلى ابتدا عمارت محل كميته را آتش زدند در حين حريق خالو قربان و احسان اللّه خان فرار كردند ولى حيدر عموقلى گرفتار و قبل از آنكه نزد ميرزا برده شود به وضع فجيعى بقتل رسيد در همين روز قرار بود سران كمونيست در همهجا كشته شوند محمد خان كلوب در انزلى و يارتاناف در لاهيجان مقتول و كريم خان و يار مراد و خالو مراد كوچك تير خوردند . بعد از اين ترورها ميرزا پيكار سختى با نيروى كمونيست در نزديكى رشت نمود و شهر را به تصرف درآورد اما چون قادر به نگهدارى نبود تخليه ساخت و كمونيستها مجددا وارد رشت شدند و ميرزا بجنگل بازگشت . در 23 تيرماه 1299 عنوان سردارى از طرف سلطان احمد شاه به استار وسلسكى رئيس كل قزاقخانه اعطاء و مأمور دفع متجاسرين گيلان و مازندران گرديد . وى تا 28 تير بندر گز و سارى و مشهدسر را متصرف و بدريافت شمشير مرصع توفيق يافت و در 31 مرداد به تصرف رشت نائل آمد و كمونيستها پس از تلفات زياد شهر را آتش زده فرار نمودند و سردار استار وسلسكى بدرجهء امير تومانى و نشان و حمايل آبى مفتخر شد و در آن موقع احسان اللّه خان و خالو قربان فرماندهى نيروى كمونيست را به عهده داشتند و چهار كشتى در اختيار آنها بود در دوم شهريور قواى دولتى حملهء سختى آورده خالو قربان زخمى و يك كشتى آسيب ديد معذلك استار وسلسكى دستور عقبنشينى به منجيل صادر كرد و در 24 مهر كمونيستها با كمك توپخانهء قوى به حملهء متقابل پرداختند و قزاقها را منهزم ساختند . پس از استعفاى مشير الدوله كابينهء سپهدار اعظم بعزل استار وسلسكى مبادرت ورزيد و در تاريخ هشتم اسفند يعنى پنج روز بعد از وقوع كودتاى سوم حوت 1299 قراردادى بين ايران و شوروى منعقد گرديد كه برطبق آن روسها موظف شدند خاك ايران را تخليه و در ختم غائلهء گيلان مساعدت نمايند . به پيروى از مقررات اين عهدنامه بود كه رتشتاين نمايندهء مختار شوروى در تاريخ هشتم اردىبهشت 1300 موقع تقديم اعتبارنامه در پايان نطق خويش چنين اظهار داشت : « خاطر اعليحضرت همايونى را مطمئن ميسازم كه دولت متبوعه دوستدار نظر بتعهداتى كه در موقع انعقاد قرارداد نموده است با نهايت صميميت اقدامات لازمه در تسريع تصفيهء مسئله گيلان اتخاذ خواهد نمود » . در 27 تيرماه نيز سفارت شوروى در جواب مصاحبهء سعد اللّه خان با مخبر روزنامهء ايران و اظهار او مبنى بر اينكه هنوز قشون سرخ در رشت متوقف است توضيحات ذيل را داد : « بمناسبت شرح ملاقات مخبر جريدهء ايران با سعد اللّه خان كه در شمارهء 937 مورخ 22 تير درج شده نمايندگى مختار وجود يكهزار نفر قشون روسرا در رشت به كلى تكذيب مينمايد زيرا قشون سرخ مدتى است گيلانرا تخليه كرده و ممكن است مسئله مربوط به قشون آذربايجان باشد و برطبق راپورت كيگالو فرمانده قواى آذربايجان كه بنمايندگى مختار و اصل گرديده حاليه كسى از قواى آذربايجان در رشت متوقف نبوده و فعلا بقية السيف قواى آذربايجان در انزلى در تهيهء حركت ميباشند كه با كشتى حركت نمايند . يقينا براى موقعى كه شرح ذيل در جريدهء ايران انتشار يابد يكنفر هم از سربازان آذربايجان در انزلى نمانده و فعلا شهر رشت فقط تحت اشغال قواى خالو قربان مىباشد . »