احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
392
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
روز 31 خرداد ميتينگى از طرف احسان اللّه خان در رشت برپا گرديد و در خاتمهء نطق وى بفرمان يك صاحبمنصب قزاق بسلامتى سلطان احمد شاه هورا كشيده شد ، اين عمل بمذاق كمونيستها خوشآيند نيامد لذا صاحبمنصب فرمانده توقيف و با يك حملهء شبانه قزاقها را خلع سلاح نمودند . پس از اين قضيه قواى ميرزا تا حدود منجيل مستقر گرديد و از روز 8 تيرماه عبورومرور از رشت به منجيل توسط ميرزا قدغن شد . ميرزا پس از تصرف شهر رشت شهر تنكابن را نيز به تصرف درآورد و خود را براى حملهء بطهران آماده ميساخت . در ضمن اين جريانات چون دولت ايران بدولت لنين و جامعه ملل اعتراض كرده بود بلشويكها ناچار شدند جاى قواى نظامى خود را به قواى غيرنظامى بدهند و در روز 39 خرداد تلگرافى از مسكو به دولت ايران مخابره شد مبنى بر اينكه قشون بلشويك ساحل ايران را تخليه كرده و در خاك ايران كسى از سربازان سرخ وجود ندارد و نهضت گيلان برضد دولت مربوط بشوروى نيست و كسى كه خود را فرمانده قوى و نمايندهء بلشويكها معرفى كرده از طرف دولت روسيه نميباشد ، اما در همان موقع عدهء زيادى از بادكوبه بانزلى و رشت آمدند و تشكيلاتى دادند كه بيشتر آنها اعضاى حزب عدالت بادكوبه بودند و جعفر پيشهورى نيز همراه آنها آمد و يك كشتى پستى دائما بين بادكوبه و انزلى ارتباط آنها را حفظ ميكرد . در همان ايام جمعى ديگر از بادكوبه بسركردگى خالو قربان و برادر احسان اللّه خان وارد شدند و قريب 700 نفر نيز در بندر گز و فرحآباد پياده شدند و به سمت بابل و بارفروش نفوذ كردند . مشير الدوله رئيس الوزراء وقت سردار فاخر را كه شهرت آزاديخواهى داشت براى اصلاح امر نزد ميرزا كوچك خان فرستاد و ميرزا كه قلبا با مرام كمونيسم مخالف بود اظهار اعتماد و وفادارى بكابينهء مشير الدوله نمود و از ورود 700 نفر ديگر از بادكوبهايها كه با كشتى بانزلى ميآمدند جلوگيرى به عمل آورد ، چون احسان اللّه خان حاضر به موافقت با دولت نگرديد ميرزا او را ترك و به جنگل رفت و طرفدارانش نيز به او ملحق شدند و به تشكيلات جديدى مبادرت ورزيدند . احسان اللّه خان و خالو قربان هم كميتهء بنام « جوانان كمونيست ايران » ترتيب داده مردم رشت را تشويق كردند روى سينه خود علامت داس و چكش بزنند لذا عدهء زيادى از مردم در مساجد جمع و اظهار تمايل به ميرزا نمودند . چندين مرتبه خالو قربان و ساير فرماندهان با ميرزا جنگ نمودند ولى بالاخره شكست خورده از جنگل بازگشتند و اين اختلافات وجود داشت تا اينكه حيدر خان عمو قلى بايران آمد . حيدر عمو قلى داراى قدى متوسط بود ، لباسى به شكل نظامى دربر ميكرد و كلاه پوست لزگى بسر ميگذاشت . زبانهاى تركى ، روسى ، فرانسه و فارسى را ميدانست و بلسان آلمانى نيز آشنائى داشت در اولين كنفرانس كنگرهء شرق كه بتوسط كمونيستها در باكو تشكيل شد شركت نمود . كنگرهء مزبور مركب بود از نريمان نريماناوف رئيسجمهور آذربايجان شوروى ، انور پاشا و خليل از سرداران كمال پاشا ، زبينونيسف ، زينسيو رئيس كمينترن كه فرمانده معنوى و فكرى كمونيستهاى جهان محسوب ميشد و از شاگردان ماركس بود ، راديك آلمانى معاون زينسيو ، آقايوف ( كامران آقازاده ) ، جعفر جوادزاده پيشهورى و چلنگريان . تعداد كسانى كه از ملل مختلف در اين كنگره شركت داشتند بالغ به 2 هزار نفر ميشد ، حيدر عمو قلى با شخصيت ذاتى و معلوماتى كه داشت توانست « رئيس هيئت ايرانيان » بشود و همواره مذاكرات كنفرانس را ترجمه كرده براى ملتها و نژادهاى مختلف به زبان خودشان توضيح ميداد . حيدر خان عمو اقلى از همكاران ستار خان و باقر خان بود و در ميان آزاديخواهان ايران شهرت بسزائى يافت و چون مدتى در كارخانهء برق امين الضرب بعنوان مهندس برق كار ميكرد و يا چون بروايتى از زندان تزار با پاره كردن سيم برق نجات يافته بود « حيدر خان برقى » ناميده ميشد . وى پس از ختم كنگره با افرادى مسلح بساحل ايران آمده و بانقلابيون