احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
391
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
در شب 17 مه ( 26 ارديبهشت 1299 ) يكى از روسها بجنگل آمده خبر داد كه به زودى نيروى سرخ بانزلى خواهند آمد ، به همين مناسبت احسان اللّه خان و سعد اللّه درويش و حاجى محمد جعفر كنگاورى كه تازه از تركيه مراجعت كرده بودند به سمت نمايندگى جنگل بجانب آستارا اعزام شدند . در اين اوان احسان اللّه خان به ميرزا پيشنهاد نمود كه چون انگليسها هنگام عقبنشينى ناچار خواهند بود از جادهء معمولى انزلى بقزوين حركت كنند قواى جنگل را به سياهرود بفرستد تا در موقع عقبنشينى به آنها حمله نمايند و لكن ميرزا اين پيشنهاد را رد كرد زيرا هنوز نمىتوانست تصميم بگيرد كه آيا با بلشويكها همكارى بكند يا خير و اظهار داشت قبل از آنكه وارد عمليات نظامى بر له يا عليه كسى بشويم بايد بلشويكها را از نزديك بشناسيم و با آنها قراردادى براى همكارى منعقد سازيم . ساعت 5 صبح روز 18 مه چند كشتى جنگى بلشويكها بفرماندهى « راسكولينكاف » از تيررس دريا بغازيان مشرق انزلى چند تير شليك كردند ، ميرزا بيدار شده و در جواب احسان اللّه خان كه فرياد ميزد « صداى شليك رفقا را شنيديد » گفت « برخيز و بشكرانهء ورود رفقا دو ركعت نماز بخوانيم » . ( روسها به بهانه تعقيب كشتيهاى دنىكن آمده بودند لذا عصر روز 18 مه براى تصرف ذخائر او و كشتىهائيكه در توقيف دولت بود در مقام اشغال انزلى برآمدند و يك ساخلوى ضعيف از قواى ژنرال دنسترويل انگليسى كه در انزلى بود با موافقت راسكونيكاف آنجا را بدون جنگ تخليه نمودند ، تمام سفاين و اتباع دنىكن به تصرف نيروى سرخ درآمد ولى خود دنيكن را انگليسها به بغداد فرستادند . دولت ايران بدولت لنين اعتراض نمود و توسط نصرة الدوله فيروز وزير خارجه كه در اينموقع در لندن بود بجامعهء ملل شكايت كرد و ضمنا خواستار ايجاد روابط دولتى با آندولت گرديد ) . صبح روز 18 مه جنگلىها در فومن تشكيل جلسه داده و ميرزا كوچك و سعد اللّه درويش با چند نفر مجاهد ديگر براى ملاقات بلشويكها عازم انزلى شدند و اهالى انزلى ميرزا و همراهانش را با استقبال شايانى پذيرفتند ، شهر را چراغانى كرده و بيرقهاى ملى و انقلابى سرخ برافراشتند . ميرزا از فرمانده قشون بلشويك قول گرفت كه در كارهاى داخلى جنگل مداخله نكنند و فهماند كه انقلاب ايران بايد بدست ايرانى انجام گيرد و خود او تضمين كرد كه انقلاب ايرانرا شروع نمايد با اين شرط كه اولا روسها پول و اسلحه بدهند و در ثانى از تبليغات كمونيستى احتراز جويند زيرا چون ايرانيان مسلمان و متعصب هستند ممكن است شالودهء انقلاب متزلزل گردد . فرداى آن روز مجاهدين جنگل وارد شهر رشت شدند ، اهالى تا چند كيلومترى شهر باستقبال آنها آمدند در ميدان مركزى شهر بنام سبزهميدان احسان اللّه خان و ميرزا نطقهائى ايراد نمودند و بالاخره ميرزا و بلشويكها يك « كميتهء انقلاب سرخ » تشكيل داده و حكومت سوسياليستى شوروى گيلان را اعلام داشته و بوسيلهء تلگرافاتى استقلال خود را بسفارتخانههاى مقيمين طهران اطلاع و در 18 خرداد 1299 بيانيهء بشرح زير انتشار دادند : [ بيانيهء مجاهدين جنگل ] « بعموم اهالى محترم اعلان مىشود كميتهء انقلاب سرخ پس از تشكيل حكومت جديد و ابلاغ رسمى آن اشخاص ذيل را براى دواير مملكتى به كميسرى معين نموده و معرفى مىكند كه عموما در امور مربوطه به آنها مراجعه كرده و از هر دائره خلاف صحت و قانون مشاهده كنند بدون ملاحظه ابلاغ نمايند : كميسر داخله مير شمس الدين ، كميسر خارجه سيد جعفر ( محسنى ) ، كميسر ماليه ميرزا محمد على وقار السلطنه پيربازارى ، كميسر قضائى محمود آقا ، كميسر پست و تلگراف نصر اللّه ، كميسر معارف حاجى محمد جعفر ، كميسر فوايد عامه ميرزا محمد على خمامى ، كميسر تجارت ميرزا ابو القاسم فخرائى ، سركميسر و كميسر جنگ ميرزا كوچك »