احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

333

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

« همان حقى كه يك هوش و قريحه بزرگ و محكمى در مقاصد خويش نسبت به قريحه و هوشهاى متوسط انسانى دارد » ارمنستان يك ايالت نصرانىنشين بزرگ است اگر حالا ديگر نيست لااقل قبل از جنگ كه اتراك و اكراد هنوز بانهدام آن مملكت بدبخت نپرداخته بودند ميبود به اين عنوان روسيه ميخواست آن را گرفته و تحت الحمايه خود قرار دهد . ليكن مخالفت آلمان و عدم ميل به تقسيم ارمنستان حتى بعد از كشتار هولناك 1894 تا 99 مانع از انجام مقصود شد كه ارض روم و ساير شهرهاى آنجا را تصرف نمايد نظريات روسها به طرف ايران نيز متوجه است اين مملكت كه تمدن قديم آن معروف است با وجود انقلابات اخيره مستقل باقى مانده ايران مجاور قفقاز و بحر خزر و تركستان روسيه مىباشد ليكن در اين مملكت جاه‌طلبى روسيه با جاه‌طلبى انگلستان تصادف نموده و ايران ميدان رقابت اين دو حريف واقع شده است مملكت ايران از حيث وسعت متجاوز از دو مقابل فرانسه و جمعيت آن تقريبا ده مليون نفر است . اين كشور در ادوار گذشته تاريخ از حيث ثروت و تمكن و حاصل‌خيزى بقدرى ترقى و عظمت داشته كه شرح تمول و مكنت آن مانند حكايات افسانه موجب شگفت ميگرديد بعد از استيلاى اعراب بايران اهالى آن مملكت نتوانستند نظامات اجتماعى خود را محفوظ و دوره عظمت و سطوت سابقه تمدن وطن خودشان را بدست آورند . متدرجا وضعيات ايران منقلب و دچار تاخت‌وتاز گرديد و امروزه با وجود آنكه يك سيستم شبيه به مشروطيت دارند باز هم دوره فئوداليته يا ملوك الطوايفى در آنجا حكمفرما است و حكام به پر كردن كيسه و اخاذى از اهالى آن سامان پيوسته اشتغال دارند . براى انگليس‌ها از نقطه‌نظر اقتصادى ايران بسيار جالب توجه مىباشد موقعيت آن مملكت خيلى اهميت دارد از حيث آنكه قسمت عمده اراضى آن در سواحل خليج فارس واقع است يعنى راهى كه از هندوستان بعراق عرب ميرود موقعيت بسيار مهمى را حائز است . ايران مملكتى است كه در آنجا رقابت اقتصادى و سياسى روس‌ها و انگليسها پيوسته وسيع‌تر شده است . در اين مملكت كه ديپلماسى دولتين همسايه از مدتهاى مديد سعى مينمايند بوسيله معاهدات تجارتى و هيئت‌هاى نظامى خصوصا بواسطه قرضه‌ها نسبت بدولت ايران يكنوع نفوذ استيلاجويانه بدست آرند نظريات و جاه‌طلبىهاى دولتين روس و انگليس در ايران هرگز از طرف فرانسه ممانعت و مزاحمت نشده و فرانسه در ايران بنفوذ اخلاقى و معنوى قناعت كرده و همين نفوذ هم همواره رو به ازدياد رفته است زيرا در مملكت پادشاهى زبان فرانسه بزرگترين لسان رايج است اما نفوذ آلمان هم از ده سال قبل به اين طرف ترقى محسوسى در ايران مينمايد يك عده از اهالى ايران آلمان را وسيله و واسطه مىبينند كه بتوسط نفوذ وى مملكت خود را از زير بار سلطهء روس و انگليس بيرون كشند مخصوصا از زمانيكه روس و انگليس بموجب معاهده 1907 ايران را بمناطق نفوذ تقسيم كردند . ايران منقسم به سه منطقه نفوذ است يكى مجاور قفقاز و عراق عرب خاص روسيه ديگرى در مشرق ايران مخصوص انگليس و سومى منطقه مجاور خليج فارس كه اگر آنجا بروس‌ها بسته نيست ليكن انگليس‌ها از مدتهاى متمادى يكنوع انحصار تجارتى براى خود تأمين نموده‌اند . آلمانها يك قدرى كليه اين نقشه روس و انگليس را برهم زدند بر عده قونسولهاى خود افزوده‌اند مردمان كارى بتهران و همدان و كرمانشاه و غيره و غيره فرستاده‌اند ليكن نه از اين جنس مردمان كيف زير بغل‌گذار و كاغذ جمع‌كن يا از آن آدمهاى پژمرده و كسل و عليل المزاج بلكه از اشخاص عملى و فعال و از ديپلماتهاى جنگ‌آزماى كه قابل سوار شدن اسب و به كار بردن تفنگ و حتى براى مانور دادن متراليوز تربيت يافته‌اند . از اين ديپلماتهاى عملى آلمانها ديده شد كه رياست ايرانيهاى ناراضى از اوضاع را برعهده گرفته و ميخواستند ضرب‌شستى در تهران به كار برده و زمام دولت را به تصرف آورند . ايرانيهائى به طرف آلمان جلب شدند كه شكايت از اسكادرهاى قزاقانى كه روس‌ها در ايران تشكيل داده بودند داشتند يا آنهائى كه از انگليسها ناراضى بودند همگى به سوى پرنس رويس وزيرمختار آلمان گرائيدند و بتدريج از طهران به سمت قم و همدان و سپس كرمانشاه رفته و در آنجا مركزيت يافتند و روس‌ها نيز از عقب سر قشون بدان سوى روانه داشتند . پس از پرنس رويس اينك دكتر واسل بجاى وى معين گرديده و مشار اليه امتحانات عملى خود را در مراكش براى شوراندن افكار برضد فرانسه داده و سعى خواهد كرد كه روابط شورشيان ايرانى را با عساكر عثمانى كه در بغداد مركزيت دارند برقرار سازد دكتر واسل بدينطريق نقشه تحريكات و انقلابات مسلمانان را كه از مدتها قبل سلاحى در دست آلمان بر عليه روس و فرانسه و انگليس بشمار ميرود قرار داده و در صدد استفادهء از آن مىباشد . در اين‌صورت حوادثى كه در قفقاز و ايران و عراق عرب جريان دارند به شكل واضح و روشن با يكديگر رابطه دارند . قشون‌كشى ممتدى كه انگليس‌ها از يكسال قبل در طول ساحل دجله بغداد مينمايند و يك وقتى هم براى قشون ژنرال توشاند اينطور پيش آمد كه تا دو فرسنگى بغداد رفته و مناره‌هاى آنجا را ديد يك قضيه ساده نيست كه انگليسها تنها براى فتح آنجا مبادرت نموده‌اند حملهء انگليس‌ها به عراق عرب يك قسمت از قواى عثمانى را از قفقاز و مصر و ايران به طرف آن ديار جلب كرد و برحسب مسافت ظاهرى و طول مسافرت اين ممالكى كه ذكر شد به نظر ما خيلىخيلى بعيد ميآيند در حقيقت مسافاتى كه آنها را از هم جدا ساخته بسيار دور ميباشند ليكن اين نكته را بايد ملتفت شد كه موفقيت فعلى انگليس‌ها در دجله و در نواحى كوت العماره كه شدت جنگ در آنجا جريان مييابد بيش از 14 فرسنگ از سرحد ايران فاصله ندارد . كوت العماره در 14 فرسنگى ايران است افواج اعزاميه روس بايران پس از آنكه همدان ( همان شهر دوره عتيق تاريخى اكباتان سيروس كبير است و همان شهر معروف ادوار ماضيه است كه هفت رديف حصارهاى تودرتو هريك بيك رنگ داشته است ) را اشغال كرده و سلطان‌آباد را تصرف و طرفداران قونسول آلمانرا دور كردند بسوى كرمانشاه رفتند پرنس رويس از ايران ببغداد رفت . »