احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

279

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

گرديدند . ناچار ( نيدرماير ) و چند تن ديگر منجمله ( هنتيگ ) و ( پراتاپ ) و بركت اللّه سعى نمودند محرمانه از سرحد بگذرند و موفق شدند بدون مواجه با خطرى بكابل برسند و مدت توقف آنها تقريبا ده ماه طول كشيد ولى امير افغانستان حاضر نشد بهندوستان حمله نمايد و علت مهم آن هم اين بود كه امير در سال مبلغ معتنابهى از انگليس‌ها كمك دريافت ميداشت معهذا اظهار موافقت نمود در صورتى كه قواى مسلح آلمان با او كمك نمايند حاضر است وارد ميدان مبارزه شود ولى انجام اين شرط براى آلمانها غيرمقدور بود تنها حضور دو نفر از اعضاى رئيسه هيئت اعزامى در كابل و مذاكرات آنها با امير افغان كافى بود كه خاطر انگليسها را مشوش سازد و آنها را وادار نمايد كه قسمتى مهم از قواى خود را در سرحد افغانستان نگاهدارند و در واقع مقصود اصلى آلمانها كه عبارت از معطل ساختن قشون انگليس بود به عمل آمد . نيدرماير پس از خاتمه مأموريت خود از همان راهى كه آمده بود بايران مراجعت كرد و ( هنتيگ ) از طريق چين بامريكا و از آنجا به آلمان برگشت . در اينموقع لازم بود براى كارهاى مربوط بايران تصميمى اتخاذ شود . بلافاصله ( كنت كانيتس ) را كه سابقا در وزارت امور خارجه با من همكارى ميكرد از جبهه جنگ فراخوانده و با سمت وابسته نظامى وى را بتهران اعزام داشتم . نامبرده موفق گرديد يك قسمت مهم از صاحب‌منصبان سوئدى را كه مأمور تشكيلات ژاندارمرى ايران بودند باستخدام دولت آلمان دربياورد و به اين ترتيب ركن اعظم قواى مسلح ايران به طرف آلمان و مستخدمينش متمايل گرديد . علاوه بر اين نامبرده با رؤساى عشاير مهم تماس مستقيم گرفته و روابط نزديكى با آنها برقرار نمود . بالاخره موضوعى كه بيشتر باعث پيشرفت كارها گرديد اين بود كه در اغلب از ايالات مركزى ايران زمام كارهاى مهم عمومى بدست عناصرى قرار گرفت كه حاضر بودند سرنوشت كشور خود را با سرنوشت متحدين توأم نمايند . در مقابل اين عمليات روسها قواى خود را در صفحات شمال تكميل نموده و به طرف تهران به حركت درآورند . براى رفع اين تهديد ( پرنس رويس ) وزيرمختار آلمان سعى نمود شاه را وادار نمايد كه موقتا پايتخت را بمركز كشور يعنى باصفهان انتقال دهد ولى اجراى اين نقشه در دقايق آخر عقيم گرديد و شاه در برابر اعتراضات روس و انگليس تسليم و تصميم گرفت در تهران بماند . در نتيجه پيش‌آمد اين وضعيت وزيرمختار آلمان ناچار گرديد بدون شاه از تهران حركت نمايد و متعاقب آن دولت آلمان نامبرده را احضار نمود . رؤساى حزب دموكرات نيز كه پايتخت را ترك نمودند در قم كميته ترتيب و بعنوان اينكه شاه در تهران تحت فشار روس قرار گرفته و نميتواند آزادانه تصميمى اتخاذ نمايد يك حكومت موقتى برياست نظام السلطنه تشكيل دادند ولى رياست قشون به عهده ( كنت كانيتس ) وابسته نظامى آلمان واگذار گرديد . چون قسمت اعظم ژاندارمرى در تهران مانده بود و تنها قوائى كه نامبرده در اختيار داشت عبارت بودند از سواران مشكوك عشاير لذا از حيث تعادل نسبت بقواى مهاجم روس تفاوت فاحشى وجود داشت و بطوريكه پيش‌بينى ميشد در موقع عمل بيهودگى سواران مزبور كاملا مشهود افتاد ( كنت كانيتس ) ناچار گرديد در برابر حملات روسها از سنگرى بسنگر ديگر عقب‌نشينى نمايد تااينكه در گردنه كنگاور با شكست قطعى مواجه گرديد پس از آن نامبرده با اسلحهء كه همراه داشت شبانه از محل خود حركت و ديگر اثرى از او پيدا نشد . بعدها وقتى كه بايران مأموريت يافتم در تجسس نعش او برآمدم دو نفر ايرانى كه طرف سوءظن واقع شده دستگير و مدتى تحت توقيف بودند ولى از بازجوئيهائيكه به عمل آمد نتيجهء حاصل نشد . در اين بين انگليسها قوائى در بصره پياده و براى حمله ببغداد خود را مهيا مينمودند براى جلوگيرى از عمليات آنها قشون ششم ترك تحت فرماندهى مارشال ( فن گلتس ) پاشا تشكيل كه داراى دو ستاد ارتش