احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

280

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

بود يكى براى بين النهرين و ديگرى براى ايران . رياست ستاد ارتش ايران بعهدهء سرهنگ ( بوپ ) آلمانى واگذار گرديد و نامبرده بمعيت ( واسل ) وزيرمختار موقتى آلمان به طرف ايران حركت و در كرمانشاه خود را بنظام السلطنه معرفى نمود . در اين موقع قشون روس با تجهيزات كامل دست بعمليات زده قواى ايرانى را مركب از عده ژاندارم و سواران عشاير متواليا مجبور بعقب‌نشينى ميكرد . حكومت موقتى نظام السلطنه و اعوان وى نيز با مابقى قوى بين النهرين پناهنده شدند و به اين ترتيب عمليات ما در ايران مواجه با شكست و روابط ما با افغانستان قطع و خطر تهديد هندوستان به كلى مرتفع گرديد . موقعى كه گزارش جامعى در موضوع ايران بژنرال ( فن فالكن هاين ) دادم سئوال كرد : اينك چه بايد كرد ؟ چون در طرح نقشه ايران شخصا شريك بودم جواب دادم چارهء نيست جز آنكه خود من بايران رفته و از نزديك اوضاع را مطالعه و براى عمليات آتى طرح نوينى تهيه و تقديم دارم . چون تا آنموقع رياست اداره سياسى به عهده من بود لذا ژنرال « فالكنهاين » توصيه نمود شخصى كه مورد اعتماد است براى رياست اين اداره در نظر گرفته و خود را مهياى حركت بايران نمايم . روز بعد معاون وزارت امور خارجه آلمان مرا احضار و اظهار داشت شما بايد بايران برويد و سمت شما فعلا كاردار سفارت آلمان در ايران خواهد بود . پس از تلقيح عليه آبله و و با و تيفوس و طاعون در ماه ژوئيه 1916 از راه اسلامبول به طرف ايران حركت نمودم . در اسلامبول آقاى « فن بلوشر » را كه يكى از افسران ستاد ارتش « فن بوپ » بود ملاقات نمودم . مشار اليه در ايران به مرض اسهال مبتلا و براى معالجه عازم آلمان بود . چون از اوضاع ايران بااطلاع بود به او پيشنهاد نمودم از مسافرت بآلمان صرف‌نظر نموده و با سمت دبيرى سفارت با من همكارى كرده دوباره بايران مراجعت نمايد اين پيشنهاد مورد قبولى ايشان واقع و پس از معالجه در بيمارستان آلمان در اسلامبول در حلب به من پيوست و باتفاق به طرف ايران حركت نموديم . در اسلامبول خبر فوت « كنت ويلا مويتس » وابسته نظامى سفارت آلمان كه بجاى « كنت كانيتس » تعيين شده بود و اصل و باعث تأثر خاطرم گرديد . نامبرده برحسب تقاضاى من از جبهه جنگ احضار و مأمور ايران گرديده بود ولى در بغداد در اثر گرماى فوق العاده به سكته قلبى دچار و قبل از رسيدن به محل مأموريت خود فوت مينمايد . بجاى وى پرفسور ساره مستشرق معروف آلمانى كه در آنموقع در اسلامبول توقف داشت انتخاب و نامبرده بواسطه اطلاعات بسيطى كه از تاريخ ايران باستان داشت و در نتيجه حسن اخلاق و رفتارش خدمات گرانبهائى انجام و در روابط بين كارمندان سفارت آلمان و نظام السلطنه عامل مؤثرى بشمار ميرفت انتخاب گرديد . در زمينه عمليات نظامى از طرف ژنرال ( فن فالكهاين ) تصميمات تازهء اتخاذ و بموقع اجرا گذارده شد . بجاى ( فن بوپ ) افسر ديگرى باسم ( ژنرال گرسمن ) انتخاب و رياست هيئت نظامى آلمان به او واگذار گرديد و مأموريت داشت در بغداد با قشون ترك و همچنين با بقية السيف قواى ژاندارمرى ايران همكارى نمايد . در اين بين پيش‌آمدهاى متعدد پياپى بوقوع پيوست كه باعث تغييرات مهمى در وضعيت عمومى گرديد . مارشال ( فن گلتس ) پاشا به مرض تيفوئيد در بغداد وفات نمود و فرماندهى كل قشون ششم تركيه به عهده خليل پاشا عموى انور پاشا محول گرديد . قواى انگليس كه بغداد را تهديد مينمودند در كوت العماره محاصره و تسليم شدند و در نتيجه موقتا خطر سقوط بغداد مرتفع گرديد . يك قسمت از قواى ترك كه در كوت العماره شركت داشت و در اثر تسليم قواى انگليس آزاد شده تحت فرماندهى على احسان پاشا درآمد و به طرف ايران اعزام گرديد . اين قوى به زودى روسها را از گردنه پاطاق رانده و مجبور ساختند تا آنطرف همدان عقب‌نشينى