احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

233

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

شاه امروز از تشديد اوضاع سياسى ايران و سوء روابط با روس و انگليس نگران شده مستوفى الممالك رئيس الوزراء را بفوريت به صاحبقرانيه احضار نمود . فن اتر وزيرمختار روس محتشم السلطنه وزير امور خارجه را ملاقات كرده مذاكراتش بسيار طولانى بوده پس از اين ملاقات دولت حكم به توقيف يكى از مجاهدين معروف طرفدار آلمان موسوم به محمد خان حسين‌زاده صادر كرد بعد از غروب مشار اليه به كميسارياى محله دولت جلب و سپس بتوسط ژاندارمرى در باغشاه محبوس گرديد . دوشنبه اول نوامبر 1915 باتفاق شاهزاده سليمان ميرزا و وحيد الملك و آقا محمد رضا مساوات وكلاى دموكرات به منزل مستشار الدوله وزير پست و تلگراف رفتيم او گفت ديروز و پريروز هزار و پانصد نفر سرباز روسى وارد انزلى شده‌اند و تلگرافى از مشير الملك وزيرمختار ايران مقيم لندن رسيده مبنى بر اينكه انگليسها مشغول تهيه اولتيماتومى بايران هستند و البته اگر چنين اولتيماتومى برسد دولت ايران رد خواهد كرد آنوقت شروع به مخاصمه مىشود و دولت بايد از تهران حركت كرده از راه قم باصفهان يا بكرمانشاهان برود . در باب كشف معاهده سرى ايران و آلمان اظهار داشت انگليسها مدعى هستند كه سفير كبير آلمان مقيم واشنگتن گفته است كه ما بلغارستان را داخل جنگ كرديم و به زودى با ايران هم عهدنامهء امضاء خواهيم نمود . راجع به توقيف حسين‌زاده ، مستشار الدوله تأكيد كرد كه بدون اطلاع اعضاء كابينه اين اقدام به عمل آمده است ولى اين كار قدرى سوءظن روسها و انگليسها را تعديل خواهد كرد چنان كه محض اغفال آنها رئيس الوزراء درصدد است بعضى اقدامات ديگر از قبيل تعيين شاهزاده عين الدوله به وزارت داخله و قبول تنخواه از بابت موراتوريوم بنمايد اخيرا روسها و انگليسها اظهار داشته بودند كه دولت ايران اعتنائى به وجوه موراتوريوم از طرف ماندارد معلوم مىشود پول در جاى ديگر سراغ كرده است ( اشاره به سفارت آلمان ) چهارشنبه 10 نوامبر 1915 امروز فرگوسن Ferguson رئيس شعبه بانك شاهنشاهى در شيراز توقيف شد ، همسر او مادام فرگوسن واقعه را به ترتيب ذيل شرح ميدهد : در روز 4 شنبه مورخهء 10 نوامبر زمانيكه مسيو فرگوسون رئيس شعبهء بانك شاهى ايران در شيراز سه ساعت به ظهر مانده باداره ميرفت ، يك دسته از ژاندارمها اطراف درشكه وى را گرفته و آن را متوقف ساختند ، در ضمن سيد ابو تراب خان صاحب‌منصب ژاندارمرى در توى درشكه پريده رولورى در مقابل سينهء رئيس بانك در دست نگاهداشته وى را دستگير و گرفتار ساخت . برئيس بانك گفته شد كه بانك تمام شده است و مشاراليه بايستى به محل امنى برده شود و كليدهاى خود را هم تسليم نمايد . سپس رئيس بانك را بمركز ژاندارمرى در شيراز بردند و او را مجبور كردند كه تمام كليدهاى بانك را تحويل بدهد و به عقب تحويلدار بانك كه يكنفر ايرانى بود بفرستد تا او نيز كليدهاى متعلق به بانك را كه در پيشش هست بياورد . مقارن اين احوال مسيو آيرتون دفتردار بانك كه نيز در كوچه گرفتار شده بود وارد گشت ولى كليدهائيكه در پيشش بود قبلا از او گرفته بودند . در ضمن رئيس بانك را مجبور نمودند كه يك چيزى بزن و خانواده‌اش بنويسد و بواسطه اغتشاش در شهر به آنها بگويد كه بنزدش بيايند . خانم رئيس بانك و خانواده‌اش در منزل على الرسم مشغول كارهاى خانگى بودند زمانى كه كاغذ به آنها رسيد فورا اطاعت كردند و همان‌طور از منزل بيرون آمده بدرشكه نشستند و هيچ خبر نداشتند كه بايستى از شيراز خارج بشوند . بمحضيكه با درشكه از دروازه شهر بيرون رفتند گارد ژاندارمرى با فريادهاى خصومت‌آميز به آنها سلام داد ولى آنها را بسلامت پيش رئيس بانك بردند . متعاقب ورود آنها بفوريت مسيو ليونيگستن آمد - مسيو زيتون كه تبعهء انگليس نبود به زودى مانند يك اسير در نمايشگاه ديده شد . در اين اثناء خبرى از ماژور اوكونور قونسول انگليس مقيم شيراز و ورودش با ده نفر سوار هندى بمصاحبت مسيو اسميت رئيس تلگرافخانه بگروه اسراء رسيد و تمام آنها سواره با يك دسته نيرومندى از ژاندارمرى كه يك بيرق سفيد داشتند ميآمدند ماژر اكونور گفت كه يك اولتيماتومى دريافت كرده است كه تسليم بشود و الا قونسولگرى را با توپ ماكسيم كه در خانهء مسيو زيتون در روبرو نصب شده بمبارده خواهند كرد و نيم ساعت مهلت و فرجه بقونسول انگليس داده شده بود و او را اطلاع داده بودند كه انگليس‌ها بايستى بصوب بوشهر برده شوند و مردها در برازجان بعوض اسراى آلمانى و ايرانى نگاه داشته ميشوند اما