احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
113
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
محو گرديد ؟ آيا نميخواهيد از شهدا و مقتولين اين اداره كه تپه ماهورهاى ايران و جلگههاى عراق عرب و لرستان را پر كردهاند يادگارى داشته باشيد ؟ آيا انتقام ياور عليقلى خان و سلطان غلامرضا خان مظلوم سلطان معاضد مسموم و سلطان مسعود خان مسلول و ساير محبوسين رنجور شيراز را نمىخواهيد بكشيد ؟ آيا يحيى نايب رشيد كه دلاورانه حمله كرده پس از گرفتن چندين سنگر دشمن جان خود را نثار استراحت اعقاب خود كرده فراموش شد ؟ آيا تصور ميفرمائيد بدون داشتن همين قوه پريشان مختصر امنيتى را كه داريد محافظه خواهيد فرمود ؟ آقايان محترم وقت همت و جوانمردى است اگر بتوسيع اقتدار نداريد اقلا از نگهدارى اين مختصر نمونه غفلت نفرموده و ارواح شهدا را از اين موهبت مسرور فرمائيد . بنده نيز با اميدواريهاى زياد لايحه مختصر و بىغرضانه خود را ختم كرده و مطمئنم كه وطنپرستان ايران فرمان قتل ژاندارمرى را امضاء نخواهند فرمود . م . ت - سلطانزاده ياور ژاندارمرى دولتى ايران 2 - تشكيلات نظميه قبل از اينكه در سال 1912 يك هيئتى بنا بدعوت دولت ايران از مملكت سوئد استخدام شوند و تأسيساتى در تحت عنوان نظميه با اصطلاحات تازه بنا نمايند در تهران ادارهء به اين اسم وجود داشته و سالهاى متمادى انجاموظيفه مينموده است . البته اين تشكيلات موافق رشد و اهميت جمعيت شهر و وضعيت زندگانى اهالى ترتيب داده شده و با تحولات اجتماعى همواره در تغيير و ترقى بوده است . در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه تا دوره مشروطيت و جلوس سلطنت احمد شاه كه شهر تهران از حيت وسعت بسيار محدود و خيابانها و كوچهها تنگ و براى عبورومرور از ساعتهاى اول شب تقريبا مسدود بود احتياجى به پست آژان و مأمورين مخصوص براى تنظيم رفتوآمد احساس نميكردند حفظ و صيانت شهر در زير نظارت كدخدا يا كلانتر به عهده چند نفر بود كه گاهگاهى در خيابانها و معابر خود را نشان داده و نماينده حكومت و اقتدار بشمار ميرفتند . نگهدارى دكاكين و مال التجاره بازرگانان بمسئوليت خود صاحبان اموال بود كه خدمهء معينى براى اين كار در نظر ميگرفتند . سراى تجار و باراندازها داراى محافظين مخصوص بودند . در كوچهها عدهء باسم گزمه و عسس شبها كشيك ميدادند اين عده از طرف صاحبان دكاكين و بعضى خانهها حقوق و مؤنه مختصرى دريافت ميداشتند و در مقابل يك يا دو شاهى پول سياه دكانها و خانهها را محافظت ميكردند . اهالى در شب صداى آنها را بتناوب ميشنيدند كه در ساعتهاى معينى به حركت آمده و بفرياد بلند « يا ولى اللّه » و « يا عزيز اللّه » به تبهكاران و دزدان ميفهماندند كه عسس بيدار و مراقب اندك تخطى از طرف آنها مىباشد . اين حافظين حقوق اهالى شهر تقريبا تمام شب را بيدار بوده و در عوض روزها در مقابل همان دكاكين مورد مراقبت دراز كشيده شولائى به روى خود افكنده و در ملأ عام ميخوابيدند . پس از استخدام كنت دومونته فورت ايتاليائى برياست نظميه كه در اواسط سلطنت ناصر الدين شاه به عمل آمد او گزمهها را پليس نام نهاد و وظيفه كمزحمتتر و سادهتر به آنان محول داشت عدهء پليس در تمام شهر از پنجاه نفر تجاوز نميكرد يك سردارى مغزىدار بر تن و يك كلاه پوستى با نشان بزرگ شير و خورشيد بر سر داشتند و در خيابانها و كوچهها گردش ميكردند و بعناوين مختلف از صاحبان دكاكين و خانههاى معروف و مىخانهها براى امرار معاش دستمزدى دريافت مينمودند طبقه بالاتر از آنها نواب و كلانترها بودند كه هميشه مراقب شكار بزرگترى شده و آنها هم بوسائل مختلف كسر بودجهء بسيار قليل خود را تأمين ميكردند . رويهمرفته تشكيلاتى نبود اما نظميه وجود داشت و اسم آن براى ايجاد ترس و وحشت و ارعاب اهالى كافى مينمود . مردم باينوضع عادت كرده و شكايتى نداشتند تا اينكه مشروطيت برقرار شد و آزاديخواهان