احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
112
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
ژاندارمرى ايران پس از پنجسال و اندى خدمت و جانفشانى در اواسط سال ششم خود ژاندارمرى دولتى ايران در شرف وداع زندگانى بوده و جان ميدهد براى شرح خدمات اين اداره نورس و جوان ايران كتاب مفصلى لازم و وقت كافى با جمعيت خيال واجب است اينك در اين لايحه بطور اختصار خدمات عمده را شرح داده و توجه طبقات عاليه وطنپرستان محبوب خود را به نگهدارى بقية السيف آنكه در هفتم جوزاى همين سال بيش از هشتصد نفر نبود جلب نموده و اقدامات معجلانهء آن ذوات محترم را عاجزانه خواستگار ميشوم . ژاندارمرى ( امنيه سابق ) در اواخر سنه 1329 در تحت تعليم صاحبمنصبان سوئدى تشكيل شده و بتدريج ژاندارمرى خزانه نيز كه مستر مرگان سوسثر امريكائى در ايران مخصوص وصول ماليات تشكيل داده بود جزو اين اداره گرديد صاحبمنصبان سوئدى با يك صميميت فوق العاده كه تا امروز در كمتر از مستخدمين و مستشاران خارجى ايران ديده شده است شروع به كار كردند و در عرض مدت قليلى با محظورات فوق العاده داخلى و خارجى اغلب از طرق و شوارع مهم ايران را كه تا آنوقت از كثرت قطاع الطريق و اشرار مسدود شده بود و هيچ مسافر يا مال التجاره سلامت عبور نميكرد و همواره اغتشاش راههاى مذكور بهانهء بزرگ دول همجوار بود منظم كرد و قراولخانهاى مرتب در آنها بنا نهاده و از هر حيث امنيت دادند . و در اجراى مقاصد فوق دوشبدوش صاحبمنصب و ژاندارم ايرانى در مقدمترين صفوف جنگ بر خلاف مواد كنترات خودشان كه نبايستى در جنگ شركت نمايند فقط بامر وجدان خود جنگيده عدهء قربانى داده و عدهء مجروح به وطن خود مراجعت نمودند . فداكارى افراد ايرانى از صاحبمنصب و تابين نيز تصور ميكنم بر هريك از كودكان خردسال تا پيران سالخورده ايران پوشيده نبوده و ستونهاى جرايد آن ايام بهترين شاهد و وجدانهاى پاك اهالى نيكوترين گواه است . قواى ژاندارمرى نه فقط وظايف مرجوعه خود بلكه همه وقت تكاليف يك قوه نظامى را انجام داده و در اغلب مواقع دستجات هفت الى نه مرتبه بزرگتر از عده خود را در سايه تعليمات نظامى مقهور و مغلوب ساخته و در خلال اين فداكاريها توانست خدمات ذيل را انجام دهد : دو راه عمده و بزرگ تجارت از طهران تا بوشهر و از طهران تا كرمانشاه را كه بواسطه اشرار در نقاط مختلفه مسدود بود و براى امنيت آن حدود حكام والامقام همه ساله مبالغى مخارج قشونكشى گرفته و بجيب خود ميريختند امنيت داده و قراولخانهها را در يمين و يسار جاده زنجيرمانند بهمديگر وصل نموده و در راه دورودراز بوشهر عدهء قليلى ژاندارم توانست عموم مال التجاره را سالما به مقصد رسانيده و از اقدامات عشاير بىحدوحصر آنحدود جلوگيرى نمايد نيز در سنه 1332 در عوض اردوهاى دوازده هزار نفرى و مصارف زياد كه واليهاى بروجرد و لرستان يكسال قبل از حركت مشغول نوشتن بودجه و تهيه اردو ميشدند توانست ايلات پشتكوه را تقريبا مطيع دولت نموده و صحراى لرستان را كه جز لرهاى وحشى كسى را قدرت تمتع از گل و رياحين آن نبود محل سير جوانان تحصيلكرده تهران نموده و با چندين برج تا تنگه ازنا امنيت دهد و اگر اتفاقات جديده رخ نداده بود اين راه نيز تا شوشتر منظم شده و قابل عبور هر قسم مال التجاره ميشد البته لازم بتوضيح نيست كه موفقيت در اين مقاصد بدين سهولت نبوده كه من در لايحه مختصر خود گنجانيده و با كلمات « امنيت داده » « منظم نموده » بيان كنم بنده بلكه اداره ژاندارمرى براى وصول بهريك از مقاصد فوق قربانيهاى زياد داده و در اغلب جاها از قبيل شيراز و كرمان و بروجرد و لرستان و كاشان و همدان و قم و غيره بقدرى تلفات زياد بود كه تشكيل قبرستانهاى مخصوص داده و از كشته پشته ساختهاند . بالاخره در اين جنگ عالمگير نيز با وجود سرگرمى در داخل مملكت كه با اشرار داخلى و ياغيان دولت داشت رفع دشمن خارجى را بر داخلى ترجيع داده با فقدان اسباب و آلات لازمه و عدم مساعدت اولياى دولت فرصت را از دست نداده فقط با مشتى ( تفنگهاى كارابينى با هريك صد فشنگ كه از مشت هم كمتراند ) جلو توپهاى صحرائى جديد الاختراع و ساير ادوات حربيه كه اسامى آنها نيز بر افراد اين اداره مجهول بود براى دفاع حقوق وطن مالوف و وقايه استقلال مملكت قديم كيانى و حفظ قوانين شريعت مطهر نبوى در جلو سيل قواى منظم دشمن چندين ماه بالانفراد ( بهمراهى قسمتى از عشاير ) و بالاخره دوشبدوش با قواى دولت عليه عثمانى در مقصد مشترك جنگيده و لياقت خود را در مقابل قواى نظامى چندين صد ساله اروپائى نيز ثابت نمود و چنان كه حملات گروهانهاى ژاندارم با عده قليل در كنگاور و ده نو و كنگاور كهنه و حملات متعدد سوارهنظام ژاندارم در ملاير و نقاط ديگر بر عموم مبرهن و اقامه شهود و بينه لزومى نخواهد داشت براى حصول مقصد اخير ژاندارمرى انواع مختلف قربانيها داده شد كه يك قسمش را سبب دشمن و اقسام ديگر را دوستان موجب گرديدهاند كه قلم شكسته و زبان بسته ما را ياراى تحرير و تقرير آن احوال نبوده و فقط سلامى از دور باجساد جوانان شهيد كه در صحراهاى عربستان و لرستان و در ميان قصر و كرمانشاهان قبرستانها تشكيل داده و اغلب مدفون هم نيستند داده و شرح واقعات المانگيز آنها را در دل محزون خود تا موقع مرگ نگاه ميداريم اينك وكلاى ملت يا حافظان ناموس مملكت را مخاطب قرار داده عرض ميكنم آقايان ما ، آيا خدمت ژاندارمرى بدين زودى از خاطر شماها