محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

94

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

روز بيست و ششم در ساحل فرات تمام قشون ظفر نمون با ساز و سلب از جلو حضرت خداوندگار گذشته ، خودشان را به عرضه رسانيدند . اين لشكر طورى منظّم و مجهّز و مكمّل بود كه نمىتوان وصف نمود . به قوّت قلب مىتوان گفت كه تاكنون هيچ پادشاهى از اكاسره و قياصره ، چنين قشون مكمّل السلاح را از رود فرات عبور نداده بودند . در همين روز ، فرخشاد بيگ كه از امراى تركمان است ، احمد بيگ نامى را كه حاكم ترجان بوده ، دستگير كرده با چند نفر از نوكران احمد بيگ به اردو آورد . بعد از گرفتن اخبار لازمه مقتول گرديدند و به فرخحشاد بيگ نيز رعايت و انعام و احسان نموده شد . روز بيست و هفتم چپاول‌چىها كه به نواحى بايبورد و كماخ رفته بودند ، سالما و غانما عودت نموده ، به اردو ملحق شدند . روز بيست و هشتم سفير كبير سلطان مصر و شام وارد شد . به حكم سلطان ، تمامى لشكر ، در بيرون اردو و در سر راه ايلچى بزرگ ، خيابان‌وار صف كشيده ، به يك احترام فوق العاده ايلچى را به اردو وارد كردند و على العاده ترتيب ديوان و ضيافت گرديد . روز بيست و نهم در ميان قشون خبرى شايع شد كه اينك قزلباش آمد ! بنا به اين خبر دروغ لشكر از چادرها به يك اضطراب بيرون آمده ، سلاح به دست صف آراستند . بعد از تحقيق معلوم شد كه چند نفر از منافقين اين ارجوفه را جعل كرده‌اند . بعد از تحقيقات انيقه ، منافقين مذكوره را عبرة للسائرين به حكم حضرت خداوندگار به ياسا رسانيدند . روز سلخ ماه مزبور ، جواب نامهء از براى سلطان مصر نوشته و به ايلچى ضيافت و خلعت و اجازت به معاودت او داده شد . چادرهاى سنگين و زائد و ساير احمال و اثقال بىلزوم در اين منزل با ساخلوى مناسب گذارده شد . حتى چادرهاى ديوان خانه را هم بىاينكه بيندازند ، در جاى آنها قائما ترك كردند و محمد بيگ آرپه امينى - انباردار جو و كاه - در اين منزل ماند كه از براى دواب از اهالى آن حوالى ، عليق ابتياع نموده ، جمع نمايد . مؤلف : « 1 » چه بنا به حكم شاه اسماعيل ، خان محمد استاجلو و ساير حكام از اول حدود ايران كه در آن وقت ساحل شرقى جنوبى رود فرات بود تا به تبريز ، مراتع و مزروعات را احراق و دهات و پلها را خراب كرده ، اهالى را هم در جاهايى كه دور از معابر عام بود ، كوچانيده ، شاهراه و اطرافش را خالى عن الاعيان و الاهالى گذارده بودند . چون عثمانيان مىدانستند كه خراب نمودن آبادىهاى سرراهى ، در چنين هنگام ، من القديم ، از جملهء تدابير ايرانيان است ، قبل از وقت ، فقط از براى حمل قورخانه و چادر و بكسماط - پسكوماج - ديوانى ، شصت هزار شتر به جهت حمل و نقل حاضر نموده بودند و علاوه بر اينها ، قاطر خانه

--> ( 1 ) . در مقدمه هم اشاره شد كه بخش عمدهء كتاب ترجمه است و مؤلف ، جز در بخشهاى نخست و پايانى كه از خود اوست ، در ميانهء كتاب ، هر چه از خودش آورده ، به نوعى با پرانتز يا تعبيرهايى نظير استطراد و توضيح و غيره مشخص كرده است .