محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

52

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

اولا اكثار و اسراف در قتل كه باعث كوتاهى عمر و سبب بدنامى ابدى و در شرع و عقل غير ممدوح و مقدوح است ، تابع هواى نفس جوانى نشده اجتناب فرمايند . البته شنيده‌اند نام حجّاج و چنگيز و تيمور را اعالى و ادانى به چه عنوان به زبان آورده و مىآورند . ثانيا لازم نيست كه ترويج و تعميم يك طريقهء مخالف عامهء مسلمين را از براى پيشرفت امور سلطنت سه روزهء دنيا آلت قرار داده ، در ميان امت خير البشر تفرقه بيندازند و به واسطهء اين تباعد و تنافر الى آخر الايّام ، امّت مرحومهء ستمديدهء حضرت خير الانام را دشمن همديگر ساخته ، قواى ماديه و معنويه اسلام را بكاهند و به اين وسيله ، باعث دست اندازى اعادى دين بر ممالك مسلمين شوند . ثالثا قبور و مساجد و تكايا و زوايا و ساير آثار سلاطين و امرا و علماى سالفين را نگذارند كه بعض نادان‌هاى صوفيه به اغوا و اغراى انبوهى از غرض كاران كه مىخواهند موقوفات آنها را ملك قرار داده غصب كنند ، خراب نمايند ؛ چه آنها اسناد و حجج مالكيّت اسلام در آن ممالك و داعى ذكر جميل مشاهير رجال امّت حضرت حبيب ربّ لاينام است . رابعا استمالت به عدل و انصاف در قلوب اهالى مؤثرتر از اظهار بطش و شدّت و خونريزى است . بهتر اين است كه در هر امور مساوات و عدالت و حريّت مشروعهء اهالى براى آن امارت مآب پيشه گشته ، مرغ قلوب اهالى را به دام صدق نيّت و حسن سلوك شكار كرده ، كسى را نرنجانند و طورى رفتار نمايند كه اهالى آن مرز و بوم ، وطن آبا و اجدادشان را ترك ننموده ، به خارج هجرت نكنند ، زيرا آبادى مملكت و بقاى دولت بسته به خشنودى رعيّت از حكومت است . هرگاه ايرانيان از حكومت اتراك بايندريه خشنود مىبودند ، آن سيادت مآب آن قدر ممالك را نمىتوانستند به اين آسانى فتح نمايند . ايران مملكتى است كه چندين سلاله از حكم داران معتبر قبل از اسلام و بعد از اسلام در آن اقليم توسن سلطنت را رانده و بعض از حكم داران آنها نيز در اغلب آبادىهاى ممالك روى زمين به يارى همان ايرانيان فتح‌هاى بسيار ممدوح كرده ، بين السّلاطين به نام نيكى تفرّد جسته‌اند ! ايرانيان نيز ملّتى بوده و هستند كه تا پادشاه از نجبا و از خودشان نباشد ، به ميل انقياد و اطاعت نمىنمايند و مىخواهند كه پادشاه آنها در يكى از پايتخت‌هاى ايران ساكن شده خود را ايرانى بشناسد و ايرانيان را نيز ملت حاكمه قرار داده به عدالت راه رود . و للّه الحمد و المنّه آن جناب شهامت مآب كه از تمامى ايرانيان حسيب و نسيب و نجيب‌تر و منسوب به يكى از خانوادهء قديم و معروف و ممدوح‌ترين ايران و صاحب انصار و اعوان هستند ، اگر عدالت را پيشه و ترفيه و آسودگى رعايا و برايا را هميشه انديشه فرمايند ، اهالى ايران بالطوع و الرّضا و اهالى هندوستان و تركستان نيز فقط به يك توجه آن ولا ربقهء تابعيت و اطاعت را بر رقبهء عبوديّت و رقيّت نهاده ، در بقا و ارتقاى دولت صوفيهء صفويه جانسپارانه خواهند كوشيد . اما