محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

51

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

چون از جانب ايران بسيارى از سنّيان هجرت به مرز و بوم روم نمودند و شكايت از حركات غدّارانه كه شاه اسماعيل در حق سنّيان مىنمود كرده ، از سلطان بايزيد يارى طلبيدند ، سلطان نيز محض تفتيش و تحقيق احوال اهالى ايران به خصوص تحقيق تعدّيات مرويّهء صوفيان در حق سنّيان ، فرمود دو طغرانامه به شاه اسماعيل نوشتند كه هر دو تبريك فتح عراق و شيراز را متضمن بود ، اما يكى اگر تعديات مرويه صحّت داشته باشد ، از آن باحث و محتوى به نصايح ، و آن ديگرى فقط تبريك و تجديد مصافات را حاكى و لايح بود . در همين سال ، سفير عثمانى با هداياى لايق و هر دو نامه را حامل به ايران آمد . چون تعدّيات مرويّه صحّت داشت ، با هدايا نامه‌اى كه راجع به تبريك و جامع نصايح بود و صورت مترجمه‌اش در ذيل مندرج است ، به درگاه شاه اسماعيل تقديم نمود : ترجمهء نامهء سلطان با يزيد جناب امارت مآب حكومت نصاب ، سيادت انتساب ، مبارز السلطنة و الحكومة ، صاحب الفتح الجزيل و النصر الجليل ابن الشيخ سلطان حيدر الصفوى امير اسماعيل - اسّس اللّه بنيان عدله و افضاله الى يوم الدين - را كه مقام فرزند ارجمند اين ولاء و مؤسّس اساس سلطنت و الا و سرسلسلهء دولت اعلى و جانشين كيخسرو و داراست اولا به سلام سلامت انجام همايون ما مفتخر ساخته ثانيا ابواب گله بل شكايت را گشوده اظهار مىنماييم : بعد از اينكه آن فرزند عالى مقام به عزم كشيدن انتقام پدر حيدر سير ، از گيلانات خروج كرده ، با فرخ يسار شيروانشاه جنگيده ، به ياورى بخت بر او ظفر يافته بسزا رسانيد و بعد با الوند لوند محاربه نموده ، به هزيمت گرفتار و بالشرف و الاجلال در تبريز گل بيز بر اورنگ خسرو پرويز جلوس كرده ، كامكار شدند ، آنگاه كه اين دو نويد مسرّت پديد در مرز و بوم روم شايع شد ، بسيار خرسند شده ، منتظر قدوم بشيرى با بشارتنامه مخصوص ماندم كه در ورود آن جوابنامهء تهنيت آميزى با سفير مخصوص اسبال نمايم . چون ، اعلام ازين قبيل وقايع عظيمه ، از عمدهء تكاليف حكم داران است . حال اينكه از آن جانب هنوز نه بشير و بشارت و نه انباء و اشارت واقع بود كه بشارت ديگر درين مملكت شايع گشت و معلوم شد كه آن امارت مآب خطّه وسيعهء عراق و فارس را نيز از وجود مظلمه آلود بايندريه پاك و به آفتاب نجدت تابناك كرده ، باليمن و الاقبال ضميمهء ممالك مفتوحه اميرانه نموده‌اند . چون اين خبر شادى اثر تشنيف ساز صماخ مسرّت گرديد و بشارتنامه نيز از آن جانب نرسيد ، لازم آمد كه فتوحات پى در پى آن سيادت مآب شهامت نصاب را تبريك و تهنيت نموده ، در طريقهء خلوص ورزى [ اخلاص كيشى ] و مودّت گسترى تقدّم بجوييم و درين ضمن بعض وصاياى بىغرضانه هم به گوش هوش آن نتيجهء خانوادهء ولايت رسانيده ، نظر دقت با فطانت آن امارت مآب را در باب تعميق مضار چند مسأله منعطف سازيم :