محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
36
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
نجم بختت چو قطب پا بر جا * فرق خصمت چو اخبيه « 1 » در زير و الحمد لله وحده اوّلا و آخرا و الصلاة على نبيّه محمّد و آله و صحبه ظاهرا و باطنا . « 2 » استطراد مؤلف راجع به طريقهء حيدريّه پيروان اين طريقت ، امروز هم در بعض جهات آناطولى - آسياى كوچك - در كسوت بكتاشيه پيدا مىشوند كه معروف به حيدريه و رازيه و سبعيه هستند . دراويش اينها ، كلاه مخروطى هفت تركدار سرخ رنگ بر سر و خرقهء چهل وصله دربر كرده ، غالبا تبر يا چوبى در دست نگاه مىدارند و در جاى كشكول ، سفرهاى از تيماج از كمر آويخته ، اسباب غليان چرس و غيره را كه در انظار منفور و مقدوح عامه است ، در آن سفره پنهان مىكنند . نظر به زعم و اعتقاد آنها ، جزوى از اجزاى الوهيت خداوندى به جناب على عليه السلام حلول كرده و به واسطهء همين قوّت ، باب خيبر را كنده است . بعد از ايشان همان قوّت ، به جناب سيّد الشهدا و از او هم به امام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق و ابو السادات امام موسى الكاظم عليهم السلام و بعد از ايشان به امام ابو محمد القاسم حمزه جدّ امجد شيخ صفى الدين رسيده است . اما بعد از امام ابو محمد القاسم حمزه ، امامت مقطوع و منقلب به مشيخت شده به احمد الاعرابى و به همين واسطه به جلال الحق حيدر ثانى حلول كرده است و جلال الحق خواسته است كه اين قوّت را ظاهر سازد ؛ چون از جانب حق اجازتى به آن درجه نداشته ، موفق به مقصود نشده است . حضرت شاه اسماعيل كه ظهور كرده به اجازت يزدان پاك اولا قاتلان آباء و اجدادش كشته ، انتقام كشيده ، بعد مذهب حق را شايع ساخته است . اما بعد از آن بزرگوار به اغواى علماى رسوم ، باز مردم به وادى ضلالت افتادهاند . بنگ را آئينهء اسرار ، و شراب را مهيّج عشق ، و چرس كشيدن را دم زدن ، و شراب خوردن را نشأهمندى ، و محبوب را آئينه جمال الله ، و بوسه گرفتن را گل چيدن ، و لواط كردن را وصل روح ، و محبوبه را جلاء القلوب ، و آغوش كشيدن را آفرينش ، مىنامند . در طريقهء آنها لواطه به رضاى طرفين مباح است ! و اگر هر زن منكوحه نصف مهرش به شوهر ببخشد ، در غياب شوهر مختار است كه موقّتا منكوحه ديگرى شود ! در هنگام بزم و رزم ، شراب را به قدر كفايت نوشيدن و در وقت توجه و ذكر چرس كشيدن و در زمان غلبهء عشق و غرام دوغ وحدت آشاميدن و در وقت ضرورت در تاريكى و به رضاى طرفين يك منديل نازك را اول
--> ( 1 ) . يكى از منازل قمر ( منزل بيست و پنجم ) كه به دليل موقعيت آن ، اين چنين مورد تشبيه قرار گرفته است . ( 2 ) . منشآت فريدون بيك ، ج 1 ، صص 311 - 312 ؛ نوايى ، شاه اسماعيل ، صص 620 - 623