محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

275

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

مقدور ، در مراسم سعى و اجتهاد ظاهر گردانند و به هر نوع كه توانند و لايق دانند ، در تنقيص ملك و مال و اهلاك اعوان و رجال ضلالت مآل آن ملاحده و زنادقه كوشش تام و اهتمام تمام نمايند ، و در اتمام مصالح و مهام و ملّت ابد پيوند روز افزون جدّ « 1 » اقدام و جهد تمام بذل و صرف كرده ، دقيقه‌اى مهمل نگذارند و به هر صورت متصوّر تواند بود ، از طريقهء آمد و شد رسل و رسايل و اعلام مطالب و مسائل متعاقب و متوالى خالى نباشند كه ان شاء الله الاعزّ چون شموس رايات نصرت آيات خسروانه در آن نواحى طالع و لامع گردد ، آن جناب كريم لايق التكريم به صنوف عنايات جميلهء پادشاهانه مرعى و ملحوظ و اجناس رعايات جليلهء شاهنشاهانه بهره‌مند و محظوظ باشند و مراتب عظمى و مطالب عليا در مساند دين و دنيا سرافراز خواهيم داشت و رتبهء جاه و جلال او را به اضعاف مرتبه آبا و اجداد او بر آسمان رتبت و عزّت خواهيم برافراشت ، چنين ملاحظه نمايند . باقى همواره رفعت و اقبال از وصمت زوال مصون بنص الصاد و النون . جرى ذلك و حرّر فى اواسط شهر رمضان المبارك لسنة ثلثين و تسعمائه تسعمائه . « 2 » انتهى . * * * خاتمه و محاكمه و نتيجه مقصود از نوشتن ترجمهء احوال و به انظار رسانيدن اقوال و افعال از اين قبيل اشخاص شهامت اشتمال ، اين است كه اخلاف كرام ، وقوف كامل از حركات و خيالات و سياسيات اسلاف عظام حاصل كرده ، بالمحاكمه اسباب فيروزى و ترقّى و بدبختى و تدنّى و جنگ و جدال و خدمت و خيانت آنها را بفهمند . پس بر ماست كه از روى بىغرضى تحقيقات و تدقيقات مقتضيه و انتقادات لازمه را بالاجرا - بالاخص - اسبابى كه مثل شاه اسماعيل يك جوان چهارده ساله‌اى را ، مقتدر به تأسيس سلطنتى در مملكت ايران كه هيئت اجتماعيه‌اش عبارت از ملل و اقوام مختلفه و صاحبان اديان و افكار متشتته بوده ، مىنمايد ، چه بوده . و آن صوفىزاده را كدام مجبوريت به قبول و تعميم مذهب شيعى واداشته ، و از براى چه بوده كه سلطان سليم جنگ با شاه اسماعيل را نافع‌تر و مفيدتر از جنگ با فرنگ پنداشته ، و از اين انقلاب از براى ايران ، به خصوص از براى امت حضرت فخر الانام ، چه نفعى حاصل شده ، در معرض حقيقت به عرض مطالعه كنندگان عظام اين اثر برسانيم . آنگاه كه اقدام به تحقيقات اسباب سلطنت شاه اسماعيل نمائيم ، لازم مىآيد كه قدرى از تاريخ ظهور شاه اسماعيل عقب‌تر رفته ، از سال چهار صد و سى و دوم هجرت [ 432 ] موافق

--> ( 1 ) . در متن نوايى : جل . ( 2 ) . منشآت فريدون بيك ، ج 1 ، صص 540 - 541 ؛ نوايى ، شاه اسماعيل ، صص 387 - 389