محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

257

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

تيمار دهند . و نيز حكمى به حضرت وليعهد فرستادند كه علوفجيان را كه قاسم بيك مرحوم حاكم احتمان نوشته بود ، حسابشان را رؤيت كرده و حقوق آنها را داده ، مرخّص خانه فرمايند . روز شنبه پنجم توقف . حكم شد كه قلعهء فوجه را تعمير و ترصين كرده ، مقدار كافى ساخلو بگذارند . روز يكشنبه ششم در قريه عرجق كه در كنار جويى واقع است ، منزل گرديد ، و حكم سخت به دياربكر فرستادند كه به قانون حسن پادشاه آق قويونلو كه معمول و داير بود عمل نموده ، ادنى حركتى در خلاف آن ارتكاب ننمايند . روز دوشنبه هفتم در ظاهر عين تاب منزل كردند . احكام مؤكّده همايونى خطاب به بيگلربيگىهاى آناطولى و دياربكر و حاكم بايبورد نوشته و فرستاده شد كه اموال ايران را به خصوص حرير آن مملكت را ابتياع ننمايند و داخل در خاك عثمانى نكنند و لغات فارسى را نه در تكلّم و نه در انشا به كار نبرند و محرّرات را صرف تركى بنويسند ولدى لاحتياج لغت از عربى اقتباس و استعمال نمايند و بعد از اين درس فارسى نخوانند . استطراد : مىگويند يكى از علماى دنياپرست ، اغماض از جوازى كه ابو حنيفه به خواندن ترجمهء فارسى فاتحه و سور سائره قرآن را در نماز داده است نموده ، فتوى داد كه هر كسى فارسى بخواند ، نصف دين او معدوم خواهد شد ؛ زيرا كه زبان فارسى ، زبان مجوس بود ، حالا هم زبان قزلباشان است . بنابراين غدغن گرديد و شاعرى شنيده هجو كرد كه اين چند بيت از آن جمله است . ويروب فتوى ديمش بير ملحد دوران كه هر كيمسه * اوقورسه فارسى ايماننگ نصفى اولور معدوم آديوث فلك جدّك عجم سن كه معلم سن * ديمك كه سنده يوق ايماندن ذره‌اى مشئوم خجالت چكمدنمى حكم « السلمان منّا » دن * كه قيلدك خلقى اوچماغ ديلنى تحصيلدن محروم منشأ و مورد مثل مشهور « هر كيم اوقور فارسى گيدر ديننگ ياريسى » « 1 » كه اكنون هم در آناطولى دائر است ، گويا همين فقره بوده است . انتهى روز سه‌شنبه هشتم توقف ، حكم مؤكّد همايونى به امير الامراى حلب فرستاده شد كه از ايرانيان به هر قدر در ولايت حلب به دست بياورند ، در هيچ جا توقف نداده ، به اسلامبول روانه نمايند . روز چهارشنبه نهم اردوى همايون حركت به سمت دياربكر و موكب همايون

--> ( 1 ) . هر كسى فارسى بخواند ، نيمى از دينش از ميان مىرود .