محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

252

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

جامع شريف مذكور را تشريف برده ، رسم افتتاح را اجرا كرد و خدمت با ميمنت امامت را متقبّل شده ، در نماز جمعه امامت و خطابت نمود . همين روز حضرت خداوندگار به عزم سفر ظفر اثر ، از شام نقل مكان فرموده ، در قابون كه سراپرده زده بودند ، منزل گزيدند ؛ اما از براى اينكه لشكر متفرّق بود ، علم نيفراشته ، طبل رحيل را هم ننواختند . روز شنبه بيست و پنجم ، روز يكشنبه بيست و ششم ، لشكر تهيه ديده و جمع و آماده به سفر شدند . روز دوشنبه بيست و هفتم اردوى همايون با طبل و علم كوچ كرده ، در منزل قايون منزل كردند . روز سه شنبه بيست و هشتم ، وزرا در ديوان خانه حاضر شده ، اشتغال به مذاكره و مشاورهء بعض مصالح ورزيدند و احكام لازمه به اطراف نوشتند . حضرت خداوندگار نيز به عزم تماشاى مصالح ورزيدند و احكام لازمه به اطراف نوشتند . حضرت خداوندگار نيز به عزم تماشاى جاليزها و باغها سوار شدند . روز چهارشنبه بيست و نهم توقف . پنج شنبه سىام توقف . وقايع ماه صفر الخير سنهء 924 از روز جمعه غرّه تا روز يازدهم توقف . روز جمعه ، از جانب حضرت شاهزاده چاپار آمد و از معروضات مفهوم شد كه صربىها شكست فاحش از لشكر ما خورده ، متفرق گشته‌اند و مسيح بيگ حاكم ودين فوت كرده ، حكومت ودين را به مصطفى بيگ ولد داود پاشا حاكم سابق هرسك و حكومت هرسك را به قاسم بيگ حاكم سابق اوخرى داده‌اند ؛ تصديق گرديد و از اين جانب نيز به محمود بيگ حاكم سابق انقره ، حكومت بولى و حكومت انقره به محمد بيگ ولد سنان پاشا داده شد . از جانب خيّر پاشا فرمانفرماى مصر نيز محمد چلبى ولد فايق بيگ آمده ، بشارت قتل دوزمه عثمان اوغلى را آورد - كه ادعاى سلطنت مصر و شاهزادگى مىنمود . روز شنبه دوم ، چون بعض اسباب از خزانه فروخته شده بود ، ظاهر شد ، به اين جهت از قاپوچيان و خزانه‌داران و پاسبانان ، جمعى را حبس و شكنجه كردند . و در همين روز به شدت باد وزيد و خيلى دوام يافت . غالب چادرها را خوابانيد . عملجات و نوكر باب‌ها از براى اينكه چادرها را نخواباند ، طناب‌ها را مدتى گرفته ، نگاهداشتند . روز يكشنبه سوم ، شش نفر از خزانه‌داران و هفت نفر از قاپوچيان مغضوب حضرت خداوندگارى شدند و به حكم همايون ، آنها را در جلو سراپرده به قاولوغه زدند . حضرت خداوندگار در هنگامى كه آنها را به قاولوغه مىزدند ، از سراپرده بيرون آمده ، در زير توغها بر صندلى نشسته تماشا فرمودند . روز دوشنبه چهارم ، در مصطبهء شام صارو شيخ نام سفير شاه اسماعيل را كه از راه بريه بغداد به شام آمده بود ، حكم شد با كمال رعايت از شام به مصطبه آوردند . روز سه شنبه پنجم ، هنوز وزرا به ديوان نرفته بودند كه ايلچى شاه را با تشريفات به نزد پاشايان بردند . مأموريت سفير عبارت از تبريك فتح مصر و شام و التماس عقد صلح با ايران بود . بعد از سؤال و جواب معلوم شد كه هداياى لايقه از براى خداوندگار و والدهء سلطان ، و به گمان اينكه زنده