محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
253
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
هستند ، به سنان پاشا و يونس پاشا عليحده هدايا و مكتوب نوشته ، و در ضمن توسط آنها را در اين امر التماس كرده است . هدايايى كه از براى حضرت خداوندگار ارسال داشته بود ، عبارت از تخفههاى بىمثل و نظير از قبيل درّ شهوار و فيروزههاى بىمانند و قيمتدار و كتب خوش خط و مذهّب و نادر النسخ و مقدار زيادى نيز لاجورد بود . و در ضمن ، نامهاى كه به حضرت خداوندگار ارسال داشته بود ، اولا فتوحات سفر مصر را تبريك كرده ، بعد بحث از مصالحه با ايران نموده و در اين ضمن ، اظهار داشته بود كه اسب حضرت خداوندگار بر خاك هر بلده از بلاد ايران قدم گذارده ، پيشكش به دولت عثمانى خواهد گرديد ؛ اما از آنكه شهر تبريز پايتخت ايران اتخاذ گرديده ، از روى مرحمت به ايران بخشيده شود و ادارهء ساير ولايات ايران را كه لشكر عثمانى استيلا كرده ، اگر موافق منفعت دولت ديده شود ، در مقابل يك ماليات معين به دولت ايران واگذار شود . روز چهارشنبه ششم ، چون احتياط از حيله و خدعه اردبيل اوغلى نموده ، حكم مؤكّد به حاكم طرابلس شام و حاكم حما به توسط جانبردى بيگ و مصطفى بيگ روم ايللو حاكم سلستره فرستادند كه در موقع قار با لشكر خودشان مجتمعا بنشينند . روز شنبه نهم ديوان شد . حكومت مملكت حنش اوغلى به مواجب يك كرور آقجه - يعنى هشت هزار و سيصد تومان - به محمدبيگ قور قماس اوغلى چركس داده شد . روز يكشنبه دهم ، سراپرده پيشخانه به راه افتاد . فردا اول روز ، حركت ماها از عربستان به روم است . روز دوشنبه يازدهم ، حضرت خداوندگار ، بالعزّ و الشوكة و الافتخار ، با طبل و علم از مصطبهء واقعه در ظاهر شام حركت كرده ، متوجه حلب شدند . در همين روز چاپار از بايبورد آمده ، خبر آورد كه شاه اسماعيل در نخجوان است . روز سهشنبه دوازدهم ، بعد از طى مراحل بعيده در منزل قطيفه كه منزل دورى است ، نزول اجلال فرمودند . روز چهارشنبه سيزدهم ، در موقع قتك منزل گزيدند و روز پنجشنبه چهاردهم در قصبهء قاره و روز جمعه پانزدهم در عين القصب منزل كردند . چون در اثناى راه ، اعتنا به ترتيب نكرده ، جلو رفته بودند ، حضرت خداوندگار غضب كرده ، عملهء خلوت و ملتزمين ركاب را با علمهايشان طرد از دور خودشان نموده ، فرمودند كه در جلو بروند ؛ مردم به منزل رسيده ، در جلو سراپرده صف كشيده ، منتظر قدوم همايون شدند و حضرت خداوندگار نيز آهسته آهسته از عقب تشريف آوردند . منتظرين طبل سلام زدند و استقبال نمودند . روز شنبه شانزدهم ، در حمص منزل گرديد . امروز هم غضبش سكونت نيافت و به آن وضع حركت كردند . روز يكشنبه هفدهم ، در رسطان منزل گزيدند . امروز هم علىالعاده تمام لشكر با طبل و علم پادشاه خودشان را بالاستقبال به سراپرده آوردند . روز دوشنبه هجدهم وارد شهر حما شده استحمام فرمودند . روز سهشنبه نوزدهم ، به موقع مشهد كه ام القصب هم