محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
216
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
است ، نمود . روز جمعه يازدهم ، بعد از اداى صلات جمعه ، اجازت عودت به امير على بن عمر حاكم صعيد اعلى داده شد و دائره حكومتش را قسمت به هفت حكومت جزو نموده ، براى هر يكى از آنها يك قاضى معين و منصوب كردند . روز شنبه دوازدهم مصطفى پاشاى بيگلربيگى بعد از قتل و نهب و تأديب و عصات و اعادهء آسايش جزيره منوقيه عودت نمود . روز يكشنبه سيزدهم حضرت خداوندگار با اردوى همايون عبور به سمت مصر نموده ، محض تماشاى شكار تمساح « 1 » در ساحل بحيره منزل كرد . بعض لاشهها را به طنابها محكم بسته ، به بحيره انداختند . تمساحها براى بلعيدن ظاهر شده ، طعمهها را بلعيدند و شكارچيان نيز آنها را با كشتىها به ساحل كشيده ، سر طنابها را به ساحليان دادند و آنها نيز آن حيوانهاى عظيم الجثه و عجيب الخلقه را بيرون كشيده ، كشتند . روز دوشنبه چهاردهم ، چون سلحدارباشى تقصير كرده بود ، پشت گردن زده عزل نمودند و حضرت خداوندگار نيز بالسعادة و النصر و الافتخار ، از اين منزل كوچيده ، در بولاق مصر نزول اجلال فرمودند . روز سهشنبه پانزدهم توقف . امروز خبر فتح قلعهء ماردين « 2 »
--> ( 1 ) . در فارسى موسوم به نهنگ است . اين حيوان از حيوانات ذوالمعيشتين محسوب مىگردد ؛ زيرا مثل قورباغه هم در آب و هم در خشكى تعيّش مىنمايد . شكلا مشابه بزمچه و سرش بزرگ و چانههايش دراز است . بر خلاف غالب حيوانات ، چانهء بالاى آن متحرك و پايينش غير متحرّك و مثل ماهى بىزبان و داراى زياده از صد دندان ميخى است . طولش از ده تا صد پا دراز و قطرش از قطر گاوميش غالبا زيادتر مىشود . پشت و ظاهرى دست و پاى چهارگانهء او ، با فلسهاى طولانى بسيار سخت و ضخيم مستور است كه نيزه و شمشير و هر تير به او تأثير نمىكند و به عكس شكمش بسيار نازك و از يك صدمت جزيى متأذيست . چون اين حيوان گوشتخوار است ، هر حيوانى را كه در جاهاى مناسب بدست بياورد ، شكار كرده ، فورا داخل در آب شده مىخورد . با اينكه از انسان مىترسند ، آنگاه كه زياده مضطر و گرسنه بماند و آدمى را ببيند در جاى مناسبى مثل چوب بىحس و حركت خوابيده ، مانند طفل شيرخوار بناى گريه را مىگذارد . هرگاه شخصى ندانسته به طرف او رود از جا جسته ، او را در دهان گرفته ، بدون درنگ به سمت آب دويده داخل مىشود . مادهاش در هر سال صد تخم كرده ، در ميان شنها پنهان مىكند . در ظرف صد و بيست روز به تأثير تابش آفتاب ، تخمها زنده شده با قورباغه و خرچنگ و گوش ماهى و غير ، تعيّش كرده ، بزرگ مىشود . چون دندانهاى اين حيوان غير منظم و بعض از آن كج است ، لحوم شكار هميشه در ميان دندانهاى او مانده مىگندد و او را متأذّى مىكند و او نيز از آب بيرون آمده دهنش را گشوده بانگ مىزند . همان آن مرغى به قدر گنجشك كه منقار درازى دارد ، به صداى اين آمده ، داخل دهن او شده ، گوشتهاى گنديده را از ميان دندانش بيرون آورده مىخورد . بعد از آنكه چيزى نماند پريده به عقب ديگرى مىرود و او نيز بىاينكه آسيبى به آنها برساند ، باز پى شكار خود مىگردد . گمان نبريد كه اين حيوان قويترين حيوان آبى است ! خير ، مارها در همسايگى اينها موجود است كه با اينها جنگيده ، غالب آمده مىبلعند . سبحان من تحيّر فى صنعه العقول ، سبحان من بقدرته يعجز الفحول . / عارف . ( 2 ) . شهريست در دوازده فرسخى و در جنوب دياربكر واقع ، و داراى پانزده هزار نفس كه ثلث آن اسلام و باقى سريانى هستند . تمامى خانههاى اين شهر از سنگ سياه تراشيده ساخته شده ، و هر يكى مانند قلعهاى است . قلعهاى دارد بالاى سنگى كه امروز هم فتح آن در حقيقت دشوار است . در قلعه آب انبارى