محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
210
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
گرديده بودند . حتى خزانه خاصّه و انبارهاى آذوقه و چادرهاى لشكر را با نوكرهاى شخصى خودشان قضات و ارباب قلم و بعضى از خدّام محافظت نموده بودند . روز شنبه هشتم ، هزار و پانصد نفر از چراكسه كه بعد از اين عفو عمومى هر يك در گوشه پنهان شده ، اهالى را اغفال و تشويق به شورش مىكردند ، به دست آورده ، به اردو فرستادند ، در حقّ آنها هم حكم قتل صدور يافت . روز يكشنبه نهم ، مقتولين را حكم شد به رود نيل انداختند كه طعمه تمساح و ماهى شوند ! روز دوشنبه دهم ، توقف و استراحت گرديد . در اين روز لشكر ظفر پيكر رخت شسته ، خودشان را از اوساخ جنگها پاك كردند . روز سهشنبه يازدهم ديوان شد . يونس پاشا كه زخمدار بود به ديوان آوردند و بعد از مشورت و صواب ديد عموم امرا ، سنان پاشاى كوچك در جاى خادم سنان پاشاى شهيد صدر اعظم و به جاى او سنانپاشاى امير الامراى روم ايلى ، وزير ثانى و در جاى او نيز مصطفى پاشاى امير الامراى آناطولى ، امير الامراى روم ايلى و بجاى او هم فرهاد آقاى مير علم ، امير الامراء آناطولى ، نصب و تعيين گرديدند و محمدبيگ خواجه اوغلى به عنوان پاشايى در جاى حسين پاشاى مقتول نشانجى - توقيعى - نصب شد و به ساير امرا و زعما و بندگان و غلامان و دليران كه در اين جنگها مردانه جنگيده و ابراز شجاعت و بسالت نموده بودند ، امارت و حكومت و خلعت و انعام و سورغوج و چلنك و ترقّى داده شد . روز چهارشنبه دوازدهم ، ديوان شد . به موجب فرمان قضا جريان ، سه نفر از آن مفسدين را از كمر دو نيمه كردند كه در حق سلطان اوغلى مزوّرى نموده بودند . بعد از ديوان ، وزراى جديد شرفياب شده ، عرض قضايا نمودند و مقرّر شد كه از براى تحقيق و تفتيش به اطراف و اكناف ، مفتشين و كشّافين فرستاده ، محل اختفاى تومانباى را معين نمايند . روز پنجشنبه سيزدهم تعطيل . روز جمعه چهاردهم در جوامع مصر قاهره عموم خطبا به اسم حضرت فاتح ممالك العرب ، سلطان البرّين و خاقان البحرين ، خادم الحرمين الشريفين ، السلطان الغازى سليمخان بن الغازى بايزيد خان بن الغازى الفاتح محمد خان - خلد الله ملكه و سلطنته الى آخر الزمان و انتهاء الدوران ، آمين يا مستعان - خطبه خواندند . و خطبا خلعتهاى فاخر پوشيدند و جملهء فاتح ممالك العرب كه عددا مساوى به نهصد و بيست و سه است ، تاريخ اين فتح عظيم مقرر گرديد . روز شنبه پانزدهم تعطيل . روز يكشنبه شانزدهم جانبردى غزالى كه از جنگ قاهره گريخته بود ، در اين چند روز در بيابانها سرگشته و حيران گشت و گذار كرده ، و ملجايى هم بدست نياورده ، عريضه به خاكپاى همايون فرستاده ، استدعاى عفو تقصير نمود و قسم خورد كه مادام الحياة خدمت صادقانه به دولت عثمانى نمايم . بنابرين ، حضرت خداوندگار هم رقم عفو بر جريدهء جريمهء او كشيده ، عذرش قبول فرمود و اماننامهء رسمى براى او فرستاد .