محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
207
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
اگر چه مصر آلندى دولت فرعون ده محو اولدى * ولى گيتدى المدن يوسف مصر شجاعت هم چون زياده از اين نمىتوانستند بر سر اين سردار نامدار توقف نمايند ؛ امراى اردو « پادشاه عالمپناه زنده ماناد » گفته ، يكديگر تعزيت كرده ، تسليت دادند و يونسپاشا كه مشغول به تعاقب دشمن بود ، خودشان را به وزير مشار اليه رسانيد . طورى كشتارى كردند كه جنديان مصريان از اوّل تأسيس دولت چراكسه تا حال اين شدّت را از هيچ دشمنى نديده بودند . بعد از قهر و تدمير مصريان ، عثمانيان اردوى آنها را تاخته ، نايل غنيمت فراوان گشتند و از اردو وارد شهر و داخل خانههاى امرا و اعيان دولت چراكسه شده ، هر چه دستشان رسيد تاراج كردند . از كثرت اشيا و اموال غنايم در چادرهاى لشكر جاى نشستن نماند و از سنگينى هميانها افراد اردو شكايت داشتند . الحمد للّه الّذى فتح علينا أبواب الفتوح . در اين جنگ خونين و سخت از ما ، سردار اكرم سنان پاشا و على آقاى خزينهدار باشى و محمودبيگ رمضان اوغلى و يونسبيگ حاكم فلورينه كه سابقا حاكم عين تاب بود ، شهيد شدند . و از چراكسه ، امير سلاح اوركماس و ياخشىباى مير مجلس و انسباى ميرآخور كبير و تولادهباى حاجب الحجاب و اصطباى امير الامرا و جانپولادبيگ باشى و يوسف ناصرى نجمى امير تيره و خيّربيگ المعمار و علّان دوادار كبير و قايصو قوغلو و سدون ديودار اولو بيگ ، قانصو ابو سينا و ايرك و قانصو كرد و اوزمك و جمعى نيز از امراى چهل مردى و ده مردى و كيلار خاص كشته گشتند . روز جمعه سلخ ماه مذكور ، در ريدانيه توقّف گرديد . علاوه بر معارف ، سه هزار و دويست و نه نفر از ما و پنج هزار و چهار صد و دوازده نفر از مصريان در اين معركه مقتول افتاده بودند . اعليحضرت خداوندگار فرمود نماز جنازه تمام مقتولين اسلام را ادا كرده ، جز سنان پاشا و على آقا . محض يادآورى در ميدان محاربه چراكسه را علىحده و عثمانيان را علىحده دفن كردند و فرمود از براى دفن جنازهء سنانپاشا و علىآقا و غلامان مقتول شدهء اين دو بزرگوار نيز در زاويهء شيخ تيمور طاش خليفه مدفنى حاضر كرده ، بعد از اداى نماز جنازه ، مودوع صندوقهء رحمت رحمان نمودند . حضرت خداوندگار هم در نماز جنازهء آنها حاضر شده بودند . هم در اين روز در جامع الازهر خطبه را باسم حضرت فاتح ممالك العرب خواندند . وقايع سال نهصد و بيست و سوّم هجرى [ 923 ] وقايع محرّم الحرام روز شنبه غرّهء ماه مذكور باز در ريدانيه توقف و ديوان گرديد . از براى اهالى شهر اماننامهء رسمى نوشته ، مأمور فرستادند كه شهر را ضبط نمايد . اين عمر حاكم صعيد آمده ، التجا نمود و