محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

200

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

فرستادند . آنگاه كه مراد وارد مصر شده ، نامه‌ها را تقديم مىكند ، تومانباى محلى به نامه و سفير نگذارده و در عصيان و طغيان اصرار مىنمايد . علاوه بر اين ، مراد بىمراد را كشته ، ابراز عداوت نموده ، تجديد خصومت كرده ، حكومات شامات را قسمت به امراى چراكسه مىكند . مگر پيش از اينها ، جانبردى غزالى را سردار كل نصب كرده ؛ خداويردىباى حاكم اسكندريه و قايتباى حاكم سابق حما و يخشىباى حاكم سابق صفد و دولتباى حاكم غزّه و امير الامراى صفد ، طراباى و صانتىباى حاجب شام و مصرباى دوادار سلطان و آلىباى نايب قدس و جمعى از امراى چهل مردى و ده مردى و از كيلار خاصه و دو هزار و پانصد نفر غلام سلطانى و هزار و پانصد نفر غلام امرا و سه هزار نفر از اعراب خوانخوار و غيره كه جمعا هفت هزار سوار جرّار به او داده ، على جناح الاستعجال ، به سمت غزّه روانه نموده است كه غفلة بر لشكر روم ايلى شاهانه كه در معيّت سنان‌پاشا به غزّه فرستاده بودند ، ريخته بلكه كارى پيش ببرند . روز شنبه بيست و ششم در موقع ميمنه ، واقع در ساحل بحيرهء صفد كه رو به روى صفد است ، منزل گرديد . قبر مبارك حضرت شعيب را زيارت كردند . در اين منزل زلزلهء با شدّت و خوفناكى شد ؛ اما خسارتى به وقوع نيامد . روز يكشنبه بيست و هفتم توقف . روز دوشنبه بيست و هشتم از وادى قيشون عبور كرده ، در عين التجار سراپرده زدند . روز سه‌شنبه بيست و نهم خان‌لجون منزل گرديد . در اين منزل ، بيست و چهار ساعت باران باريد . از خرابى راهها و گل و لاى غالب حيوانات مكارى تلف شد . لهذا روز چهارشنبه سلخ توقف فرمودند . وقايع ماه ذى حجة الحرام سنهء 922 روز پنج‌شنبه غرّه ماه مذكور ، اردوى همايون در قافون منزل گزيد . امروز حسن ، وزير سنان پاشا و محمدبيگ از خويشان پاشاى مشار اليه ، خبر فتح عساكر روم ايلى شاهانه را كه با وزير مشار اليه به طرف غزّه فرستاده شده بودند ، با علم‌هاى سرنگون و سرهاى بريده و اسراى زنجير گرديده ، آوردند كه تفصيل اين جنگ از اين قرار است : تفصيل جنگ جانبردى غزالى با سنان‌پاشا روز يكشنبه بيست و هفتم ماه ذى القعده هذه السنه ، اردوى همايون كه بعد از اداى نماز صبح از منزل شريعه كه صحرايى است و خان يونس در آنجا است ، حركت كرده ، داخل وادى صعبى از براى عبور مىشود كه جانبردى غزالى ناگاه از كمين بيرون آمده ، لشكر سلطانى را از پيش و پس راه عبور و راه رجعت آنها را بريده ، شروع به جنگ و جدال مىنمايد . عساكر سلطانى نيز با كمال صولت همآوردشان را استقبال نموده ، جنگ كنان از درهء مذكور عبور