محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
190
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
حضرت خداوندگار با لشكر سوار نشوند ، چادرها را نخوابانند . روز شنبه هفدهم شار صويى . يكشنبه هجدهم غربان صويى . دوشنبه نوزدهم مرزمان يا مرزبان صويى منزلگاه شد . در اين منزل يونسبيگ حاكم عين تاب آمده ، اظهار اطاعت نمود و مفتاح قلعه عين تاب را به حضور همايون تقديم كرد . روز سهشنبه بيستم حضرت خداوندگار در بدر كندى منزل كردند . روز چهارشنبه بيست و يكم سوار شده ، به هزار جلال و عظمت در ظاهر شهر عين تاب نزول فرمودند . پنجشنبه بيست و دوم توقف كرده ، عقد مجلس مشورت در ديوان عالى نمودند . در اين مجلس ، امرا و اعيان و صاحب منصبان جزو حضور داشتند . مذاكرات مجلس از صبح تا مغرب طول كشيد . از براى جنگ تدبير كرده ، به اتفاق صورت جنگ را تصوير و تكليف هر صاحب منصب را معيّن و مقرر نمودند . ( از اسلامبول الى عينتاب شصت و يك منزل است ) . روز جمعه بيست و سوم در سوزقون منزل گرديد . نان و حلوا و عليق و ساير لوازم قشون سه روزه داده شد . روز شنبه بيست و چهارم در تل حبش اردو زدند . چون ورود لشكر مصر ملحوظ بود ، حكم شد ، زين از اسب نگرفته ، لشكر هم حاضر و آماده جنگ آرام بگيرند و معلوم بود كه فردا با لشكر مصر ملاقى خواهند شد . شب نيز امر كشيك و قراولى را منظم و مضبوط نموده ، و اردو را از شبيخون نگاه داشتند . [ نبرد سلطان سليم با قانصور غورى ] روز يكشنبه بيست و پنجم اردو حركت كرده به صحراى مرج وابق كه قبر منوّر حضرت داود - على نبينا و عليهم السلام - زينت بخش اين دشت است ، آمده ، موقع مناسبى براى لشكر بدست آورده ، به قاعدهء جنگ عثمانى ، صفوف آراستند . زينل پاشاى امير الامراى آناطولى با لشكر آناطولى ميمنه را و سنان پاشاى امير الامراى روم ايلى با جنود روم ايلى ميسره را و حضرت خداوندگار قلب را تشكيل نمودند . و لشكر ينگىچرى در قلب صف كشيده ، فورا براى صف اول كه خوابيده ، تير خواهند انداخت ، سپرها كندند و توپها و عرابهها و زنبوركها را نيز در نقاط لازمه تعبيه نمودند . از آن جانب سلطان مصر هم لشكر آهنپوش خود را به صفوف ميمنه و ميسره تقسيم كرده ، سردارى ميمنه را به جانبردى غزالى ملك الامرا صور شام و فرماندهى ميسره را نيز به خير بيگ ملك الامراى حلب داد . خود او هم در قلب قرار گرفت و توپ و زنبورك و شترهاى قلعهدار جنگى را هم در جاهاى مناسب تعبيه نموده ، در وقت چاشت بود كه هر دو لشكر در مقابل همآورد يكديگر ايستادند . اول مصرىها به جندى بازى شروع به جنگ كرده ، بناى مصاوله و مناوشه را نهادند . غالب حملهء مصرىها بر ميمنه و به سرلشكر على بيگ شهسوار اوغلى و محمد پاشاى بيگلربيگى دياربكر بود . گويا مىخواستند انتقام لشكر شاه اسماعيل و قرهخان را از آنها