ابو الفضل مبارك

مقدمه 15

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي )

صفوى به شعر و شاعرى بوده ، بلكه علل و جهات ديگرى داشته است از قبيل خروج شاه اسماعيل اوّل ، سختگيريهاى مذهبى شاه طهماسب اوّل ، فتنه‌هاى پياپى ازبكان ، هجوم عساكر روم به دفعات گوناگون ، درويشى و قلندرى ، دعوت شاهان هند از اين علما و هنروران ، گريز از تهمت مذهبى ، قلع و قمع‌سران طوايفى كه اينان بدان وابسته بودند در عهد شاه عباس اوّل ، پيوستن به آشنايان و بستگانى كه در آن سامان مقام و منصبى داشتند ، سفارت ، تجارت ، سياحت ، عياشى و خوشگذرانى ، پيدا كردن كار ، راه يافتن به دربار ، و علاوه بر اينها حسن استقبال مردم هند از اينان ، بويژه آنان كه با ايرانيان اتحاد مذهب و اشتراك زبان داشتند . در خصوص ارتباط فرهنگى و معنوى ايران و هند اسلامى و شدّت علاقهء ايرانيان به گسترش غناى فرهنگ ملّى خويش از طريق اربابان هنر و ادب هند ، در كتب تاريخى ، ادبى ، تذكره‌ها ، مقالات و مجلات مختلف مطالب بسيارى نوشته شده است « 1 » . براى اينكه در اين باب سخن به درازا نكشد ، تنها اشارتى مىكنيم به داستان برزويهء طبيب و رفتن او به هندوستان در طلب كتاب بيدپاى ( كليله و دمنه ) كه خود بيانگر شوق و علاقه‌اى است كه ايرانيان به كتب دانش هندى و افزودن آن به گنجينه‌هاى فرهنگ ملّى خود « 2 » داشته‌اند ؛ و نيز داستان همدلى و همخوانى برادرزادگانى كه پس از سالها دورى با شنيدن نواى « سرود كهن خانوادگى و ترانهء نياگانى » « 3 » نزديكى و دوستى را جايگزين پريشانى و دورى مىكنند .

--> ( 1 ) . از جمله مىتوان به اين كتابها اشاره كرد : تاريخ ادبيات در ايران ، اثر ادوارد براون و چندين تاريخ ادبيات ديگر ؛ كشف هند ، نهرو ؛ سرزمين هند ، على اصغر حكمت ؛ ترجمهء شعر العجم ( ج 3 ) ، شبلى ؛ تذكره‌نويسى فارسى در هند و پاكستان ، سيد عليرضا نقوى ؛ مهاجرت تاريخى ايرانيان به هند ؛ سبك‌شناسى بهار ؛ مقدّمهء ديوانهاى چاپى عرفى شيرازى ، صائب تبريزى ، كليم همدانى ، طالب آملى ، سليم تهرانى . ( 2 ) . پرويز ناتل خانلرى ، مقدّمه بر تذكره‌نويسى در هند و پاكستان ، ص چهارده . ( 3 ) . على اصغر حكمت ، سرزمين هند ، مقدّمه ، ص ه .