ابو الفضل مبارك

مقدمه 16

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي )

اوج شكوفايى فرهنگ و ادب فارسى در دورهء گوركانيان هند مربوط است به دوران پنجاه سالهء پادشاهى اكبر شاه « 1 » ، پسر بزرگ همايون پادشاه « 2 » ، و شيخ ابو الفضل گزارشگرى است صديق وثقه كه اين همه شكوفايى را با قلم بسيار ساده و روشن در اكبرنامه جادانى مىكند . در صفحات آتى همين بخش در خصوص امتيازات تاريخى ، ادبى و اجتماعى اكبرنامه بتفصيل سخن خواهيم گفت . فقط اين را بگوييم كه تحليل و تبيين وقايع تاريخى مندرج در اين كتاب براى روشنگرى وقايع دوران سلطنت شاه اسماعيل اوّل و شاه طهماسب اوّل و هيجده سال آخر پادشاهى شاه عباس اوّل ، نه تنها مفيد بلكه ضرورى است ؛ زيرا ارتباط معنوى و دوستى بين شاه اسماعيل اوّل و بابر شاه « 3 » ، پناهنده شدن همايون پادشاه به دربار شاه طهماسب اوّل جهت استمداد براى دستيابى به تاج و تخت ازدست‌داده‌اش « 4 » ، و مكاتبات دوستانهء شاه عباس اوّل و اكبر شاه « 5 » بيانگر اين است كه در اكبرنامه مطالب جالبى در خصوص روابط تاريخى و سياسى بين ايران دورهء صفوى و هندوستان اسلامى

--> ( 1 ) . اكبر شاه بعد از پنجاه و يك سال حكومت در تاريخ 13 جمادى الثانى 1014 ه . ق / 1605 م . از دنيا رفت . ( 2 ) . شاهان تيمورى هندوستان ، از بنيانگذار آن سلسله تا واپسين حكمران ، جملگى نه‌تنها شعر و ادب فارسى را ترويج كردند ، بلكه خود در آن رشته درس و هنر آموختند و به تشويق گويندگان و نويسندگان فارسى پرداختند . ( 3 ) . شاه اسماعيل پس از غلبه بر شيبك خان اوزبك ( 916 ق . ) خانزاده خانم خواهر بابر را كه به اجبار در خانهء شيبك خان مانده و از او صاحب پسرى شده بود ، باعزّت و احترام پيش بابر فرستاد . همين جوانمردى شاه اسماعيل محبتى بين دو خاندان صفوى و بابرى ايجاد كرد . ( 4 ) . همايون پادشاه در برابر فشارهاى شير خان افغانى به ايران پناهنده شد ( 957 ق . ) و شاه طهماسب او را يارى كرد و سپاه داد و او به كمك نظامى ايران توانست بار ديگر بر ملك موروثى دست يابد . ( 5 ) . در خصوص نامه‌هايى كه بين اين‌دو سلطان ردوبدل شده و سفرايى كه به دربار يكديگر فرستاده‌اند ، علاوه بر جلد چهارم همين كتاب ، نيز ر . ك : زندگانى شاه عباس اوّل ، تأليف مرحوم فلسفى ، ج 4 ، ص 1387 به بعد ؛ ج 1 ، ص 288 به بعد .