غلامحسين افضل الملك
مقدمه 15
افضل التواريخ ( فارسي )
اشخاصى كه در » آن سنه ، « به وزارت و پيشكارى ايالات ، يا حكومت ولايات ، يا مباشرى ادارات و بيوتات دولتى نائل شدهاند » ؛ باب سوم به « ذكر اشخاصى كه در » آن سنه « به لقب دولتى نائل شدهاند ، يا امتيازات دولتى را ، از قبيل تمثال مبارك و ساير نشانهاى معظمه ، براى خود تحصيل كردهاند و به خلاع فاخره سرافراز گشتهاند » ؛ باب چهارم به « ذكر اشخاص معروف محترمى كه در ايران » ، در آن سنه « وفات كردهاند . » در ضمن اين مجلدات و در طى همين ابواب ، گذشته از بيان رويدادهاى يكسالهى سلطنت و دولت ، گاه به مناسبت موضوع ، به درج نوشتارها و رسالاتى مفصل پرداخته است از خود و ديگران . از آن جمله است : درج سرگذشت « عباس ميرزا ملكآرا » در ضمن باب چهارم مجلد ثانى ؛ درج ترجمهى « جغرافياى ممالك ربع مسكون دنيا » در انتهاى باب چهارم مجلد ثالث ؛ درج جغرافياى ايالات ششگانهى ايران در باب دوم مجلد رابع ؛ درج ترجمهى « سفرنامه مسيو بابن و هوسهى فرانسوى » در همان باب از همين مجلد اخير الذكر ؛ درج « شرح حال مرحوم صفى عليشاه » در باب چهارم مجلد رابع ؛ نيز درج قسمتهايى از ترجمهى « اعلام الناس بما وقع للبرامكه من بنى عباس » در تلو هر مجلد ، به استثناى مجلد پنجم كه در نيمهى باب چهارم ناتمام مانده است . نكتهى ديگر آنكه : در حين نگارش تمامى مجلدات ، گاه به جغرافياى امكنه پرداخته ؛ گاه معانى اصطلاحات ديوانى ، ترجمان احوال رجال ، و ترتيب دو اثر دولتى را به دست داده ؛ گاه نيز به خردهگيرى از امور دولت و ارائهى پيشنهادهاى اصلاحى برآمده است . اما ، سبب و كيفيت نگارش اثر را از زبان همو باز نمائيم كه گويد : « چون نوبت شهريارى ايران به . . . مظفر الدين شاه . . . رسيد ، به يادگار ظهور و جلوس . . . اين شهريار در كمال عجله شطرى از كتاب اعلام الناس را ، كه در شرح حال و اتفاقات زمان خلفا و دوران است و به زبان عربى تلفيق شده است ، ترجمه كرده ؛ حكايات خوب و روايات مرغوب آن را ، بدون تكليف انشاءپردازى و تأسف قافيهسازى ، به زبان پارسى در آورده ، . . تقديم داشتم . و چون ترجمهى آن در جلوس اين شهريار . . . واقع شد ، لهذا اين كتاب را جلوس مظفر موسوم ساختم . » در « آخر سنهى هزار و سيصد و سيزده و ابتداى هزار و سيصد و چهارده هجرى ، . . . در مقدمهى ترجمهى اين كتاب ، بعضى از عطوفتها و عدالتهاى اين پادشاه . . . را نسبت به رعايا نگاشته ؛ باقى آثار و ماثر سلطنتى را ، يوما فى يوما ، در سنهى هزار و سيصد و چهارده مدون ساخته ، در هر سال كتابى تقديم داشته ، و در تلو آن ، ترجمهى اعلام آن سال را » مندرج ساختم . چون « تاريخ جلوس مظفر را نگاشته و ضميمهى ترجمهى اعلام الناس نموده ، به خاكپاى مبارك » تقديم داشتم ، « امر و مقرر شد كه همهساله شرح وقايع سلطنتى و كارهاى عمدهى دولتى را بنگارد و كتابى به حضور مبارك تقديم دارد . » لهذا ، « به افتخار اين بندهى نگارنده دستخط مبارك همايونى خطاب به . . . آقا ميرزا على اصغر خان صدر اعظم شرف صدور يافت كه تعيين لقبى از براى اين فدوى كرده ، فرمان صادر شود ؛ و نيز اضافه مواجبى مرحمت گردد كه از براى مخارج اين كتاب فدوى باشد . » بارى ،