محمدتقى نورى
57
اشرف التواريخ ( فارسي )
محترم و محرمان معظم « 1 » بوده ، آثار عفافش « 2 » ظاهر و آيات « 3 » خداشناسيش باهر است و همواره اوقات طبع عاليّهاش به خيرات و مبرّات مايل و راغب مىباشد و از جمله « 4 » مدرسهء موسومه به « صادقيه » « 5 » ( 43 ) در سمنان از بناهاى خير اوست كه به اهتمام او به انجام رسيده و به اسم برادرش ناميده . « 6 » تولّد نوّاب جهانبانى در بلدهء طهران خلدنشان موافق [ قوى ايل ] سنهء تركيه و مطابق سنهء 1203 عربيه من الهجره النبويه [ . . . . ] از روز [ . . . . ] گذشته « 7 » . قدوم ميمنت لزوم بر بساط عالم شهود و امكان گذاشته ، بوستان مراد جهانيان را غنچهء عيش شكفت و هريك از روشنان فلك ساكنان زمين را به زبان ايمايى به مقدم خجستهاش چشمروشنى گفت . « 8 » اتاليق قضا بهر تربيتش چون آسمان از منطقه كمر به اخلاص بسته و دايهء قدر از براى خدمتش مانند زمينى ساكن نشسته « 9 » ( 23 الف ) روزبهروز آثار رشد و كاردانى از جبين مبينش واضح و ساعت به ساعت علامات بزرگى و جهاندارى « 10 » از ناصيهء تمكينش لايح ، شاه جم اقتدار بعد از آنكه استنباط علامات فرّ و دانش از بشرهء مباركش فرمودند « 11 » در مقام تربيت او برآمده « 12 » ، بر وجه اكمل رعايت او را منظور و همواره خاطر انورش « 13 » را به نوازش خسروانه و مكارم خديوانه قرين انواع خوشوقتى و سرور « 14 » مىنمودند . تا اينكه عمر شريفش [ به يازده ] رسيده . « 15 »
--> ( 1 ) . مج : مكرم معظم . ( 2 ) . مج : نيكوكاريش . ( 3 ) . مج : علامات . ( 4 ) . مج : از « است . . . » تا اينجا را ندارد . ( 5 ) . مج : و مدرسهء موسومه صادقيه . ( 6 ) . مج : به اسم برادر خويش موسوم ساخته . ( 7 ) . ملك : از « تولد نواب » تا اينجا را ندارد . جاهاى خالى از متن است . ( 8 ) . مج : قدوم ميمنت لزوم بر بساط زندگانى گذاشته عالم را از شعشعهء جمال نورانى مبارك خويش منور ساختهاند ، عالميان را غنچهء مرادگل گل شكفت و آسمان زمين را از مقدم اين مولد خجستهقدم چشمروشنى گفت . ( 9 ) . مج : قضا اتاليقوار بهر خدمتكاريش به اخلاص كمر بسته و قدر چون دايگان بر تربيتش در كنار عاطفت گرفته [ دو كلمهء آخر در متن با نقطهچين خط خورده ] نشسته . ( 10 ) . مج : امارت بزرگى و جهانبانى . ( 11 ) . مج : فرمودهاند . ( 12 ) . مج : درآمده . ( 13 ) . مج : خاطر عاطر و الا . ( 14 ) . مج : حبور و سرور . ( 15 ) . ملك : پس از اين جمله ذكر شده « در سنه » اما پس از آن جاى خالى است و سپس عنوان آمده است و مطلب بعدى با « بلدهء سمنان » شروع مىشود . مج : عنوان بعدى را ندارد و اين جمله بدينصورت است : تا اينكه در اواخر حمل سنهء 1214 .