محمدتقى نورى

32

اشرف التواريخ ( فارسي )

شكرى در آن غمرات هول‌انگيز و ورطات موج‌خيز از لجّهء صمصام خون‌آشام آن پادشاه بهرام انتقام مغمور آمدند و عاقبت قلعهء كرمان كه با فلك البروج دم از « 1 » مساوات مىزد ، به غلبه و قهر مسخّر گشته ، مجموع سپاهى و لشكر در درياى غضب سلطنت غوطه دمار چشيده « 2 » ، لطفعلى خان در عين شباب و جوانى به ياساى سلطانى مخصوص گرديد . ( 23 ) سبحان اللّه ! رباعى : « 3 » اجزاى پياله‌اى كه درهم پيوست * بشكستن آن روا نمىدارد دست چندين سر و جان نازنين از سر قهر * در مهر كه پيوست و به كين كه شكست ( 24 ) پس از تسخير تفليس و قهر لطفعلى خان و خرابى كرمان و قتل متجنّدهء آن سامان هيبت پادشاهى در دل‌هاى خاصّ و عام و ملوك « 4 » اطراف و طرفداران سرحد و ثغور ممالك محروس ، از « 5 » اقصا بلاد تركستان و روم و روس چنان تأثير كرد كه بىاختيار سلسله‌جنبان مصادقت و ولا شده ، ايلچيان بزرگ با « 6 » تحف و هداياى پادشاهانه گسيل درگاه اعلى نموده پوزش‌ها آغاز نمودند . از بأس و بطش و صولت و صلابت « 7 » تركتازيش هيچ‌گاه ايمن نبودند . عظمت و جلال و حشمت و استقلالش به مثابه‌اى بود كه از سطوت « 8 » تيغ شرربارش ، شراره در هند و فرنگ و از نهيب ناوك صاعقه بارش « 9 » تزلزل در بنياد « 10 » ثبات و قرار روم و زرنگ افتاده ، نهنگان توران زمين از شكوه فرّش در درياى گنگ و زره « 11 » ( 25 ) بىخواب و پلنگان روم

--> ( 1 ) . مج : « از » ندارد . ( 2 ) . مج : لشكر و دهاقين و پيشه‌ور در درياى غضب [ متن : غظب ] پادشاه قهار غوطه دمار خورده . ( 3 ) . مج : ندارد . ( 4 ) . و تدمير اهالى آن سامان هيبت و رعب پادشاهى در دل‌هاى ملوك . ( 5 ) . مج : و . ( 6 ) . سلسله‌جنبان طريق مصادقت و سالك طريق مصالحت شده ، ايلچيان سخندان با عرايض نيازمندانه و . ( 7 ) . مج : صولت و سطوت . ( 8 ) . مج : از بيم . ( 9 ) . مج : از نهيب خنجر زهر آبدارش . ( 10 ) . مج : بنيان . ( 11 ) . مج : گنگ و سيحون .