محمدتقى نورى

446

اشرف التواريخ ( فارسي )

مطالب يخشى محمّد خان چنانچه معروض راى خورشيد انارت گرديد سواى ( 181 ب ) سد بند متمنيّات ديگر داشت كه مىبايست لامحاله به عرض اقدس شهريارى رسيده باشد . بنابراين كيفيّت ورود يخشى محمّد خان با معارف اوزبكيه و عظماى مروشاهيجان « 1 » را با مطالب ايشان به شرح و بسط عرضه داشت پايهء سرير اعلى گشت . حضرت صاحبقران گيتىستان يخشى محمّد خان را به درگاه خسروانى طلب داشت . شاهزادهء بىهمال پس از انتظام امر هرات و انضباط امورات آن صفحات كه عطف عنان به مستقر اقبال فرمود همراهيان او را به نوازشات خسروانه نواخته و مطاياى آمال هريك از اوزبكيه و تركمانيه و مروزى را به عوارف مترادف خديوانه گرانبار ساخته ، با حصول كام و نيل مرام به علاوهء دو هزار تومان نقد و جنس به جهت سركار توره جان و بقيهء ضعفا و ملهوفين مروشاهجان مرخص و مأمور به خدمتگزارى و موافقت امير ناصر الدّين ميرزا فرمود و يخشى محمّد خان « 2 » چون اوضاعى درخور حال نداشت ، همّت ابر خاصيت بر كارسازى و تدارك سفر او گماشته ، به طريق و « 3 » قانون قزلباشيه او را صاحب اساس و دستگاه لايق ساخته ، با سازوبرگ تمام از ملبوسات نفيسه و اسب و يدك متعدده و شتر و قاطر و خيمه و خرگاه و ساير ضروريات بدانچه محتاج عليه بود به سرانجامى آن پرداخته به همراهى عسكر بيك نايب نسقچىباشى روانهء درگاه خواقين اميدگاه اعلىحضرت خاقانى نمود . شرف‌اندوزى نوّاب حسين قلى خان « 4 » به روضهء رضوان‌نشان و انتقال روح پاكش پس از مراجعت به دار جنان « 5 » در اوانى كه مسوّد اوراق « 6 » شرفياب حضور خسرو آفاق و خديو به استحقاق بود ، نوّاب حسين قلى خان ( 196 ) كه پادشاه فريدون‌فر را كهين برادر و پس از شنقار شدن پادشاه سعيد

--> ( 1 ) . مج : مروشاهجان . ( 2 ) . مج : « يخشى محمّد خان را نيز » ( 3 ) . مج : « و » ندارد . ( 4 ) . مج : حسنقلى خان . ( 5 ) . ملك : « عنوان » را ندارد . ( 6 ) . ملك : « مسوّد اوراق » ندارد .