محمدتقى نورى
445
اشرف التواريخ ( فارسي )
ايش محمّد خان راه نيابت و وكالت حضرت توره جان را به قدم اخلاص و ارادت مىسپارد . پس « 1 » از آنكه متهوّران و متعصّبان مروشاهيجان ، « 2 » سپس قضيهء ناگزير ايش محمّد خان بر اوزبكيه ، روزگار را شورانيده و متجندهء بخارا به ضرب شمشير جمعى را قتيل و بقية السّيف را گريزانيده ، عرصه بر دولت توره جان تنگ و شيشهء خودداريش به سنگ آمده ، گزارش را به دربار اشرف عرضه داشت . و از جانب « 3 » كارپردازان شوكت بهيّهء تيمور خان ما فى به تأديب و تنبيه مرويان مأمور گشت و به حكم نافذ شاهزادهء گردون احتشام جهال و اشرار مرو را گوشمالى به سزا داده يخشى محمّد خان كه مرد روزگارديده و « 4 » درستپيمان بود و با جناب توره جان شيوهء يكرنگى و يكتادلى را ظاهر مىنمود ، برحسب امر اشرف به رتقوفتق امور مروشاهيجان « 5 » و نظم و نسق امور توره جان مأمور آمد . يكچندى به سعى و اهتمام اجتهادى در انضباط امور آن سامان نموده ، چندان كارى از پيش نرفت و دايم در خرابى بند و سد آن خاطر ژوليدهاش « 6 » در اضطراب و تشويش تا در غرّهء محرم « 7 » همين سال به صوابديد و مصلحت توره جان عزيمت درگاه اقبال نموده ، با دويست نفر از بقيهء عظماى اوزبكيه و رؤساى تركمانيه و كدخدايان و ريشسفيدان مرو ، در نهم ماه مزبور به جولكاى قوزغان رسيده ، خبر ورود خود را بر پيشگاه ضمير « 8 » خسروانى عرضه داشتند . چون اساس تعزيت جناب « 9 » ابا عبد اللّه الحسين - صلوات اللّه و سلامه « 10 » - در ميان بود ، راى « 11 » اشرف تجويز ورود آنها را در روز عاشورا نفرموده ، كارپردازان دولت و الا دو روزى آن گروه را در آن صحرا متوقّف « 12 » داشته ، در « 13 » روز يازدهم به تقبيل ركاب فيروزى قرين سرافرازى يافتند و مورد نوازشات خاطر « 14 » اشرف آمده ، از رنج راه آسايشگزين گشتند .
--> ( 1 ) . ملك : « پس » ندارد . ( 2 ) . مج : مروشاهجان . ( 3 ) . ملك : « و از جانب » ندارد . ( 4 ) . مج : « و » ندارد . ( 5 ) . مج : مروشاهجان . ( 6 ) . مج : بژوليدهاش . ( 7 ) . مج : 1222 . ( 8 ) . مج : « ضمير » ندارد . ( 9 ) . مج : اساس عزادارى حضرت . ( 10 ) . مج : و سلامه عليه . ( 11 ) . مج : رأى ملكآراى . ( 12 ) . مج : موقوف . ( 13 ) . مج : « در » ندارد . ( 14 ) . مج : « خاطر » ندارد .