محمدتقى نورى
443
اشرف التواريخ ( فارسي )
عنايت و مرحمت گشت و يك صد دست خلعت آفتاب طلعت از قيچاجى خانهء مباركهء همايون به جهت امرا و اعيان و خوانين و سركردگان كه درين سفر آثار فدويت ظاهر ساخته و در شاهراه دولت جاويد قرار نقد جان از سر شوق و بندگى باختهاند ، به علاوهء دو سر اسب عربىنژاد و يراق طلا و مينا و بيست قبضهء خنجر و كارد مرصّع ، عنايت گرديد كه شاهزادهء « 1 » نامدار به هريك از جاننثاران « 2 » معركه دلاورى و يكهتازان عرصهء ( 180 الف ) « 3 » بهادرى مرحمت فرموده باشد . مراجعت راقم حروف از درگاه سدره مبانى به ركاب اشرف به اقتاى كيانى « 4 » چون امورات برحسب مرام ساخته آمد ، به حكم لازم الاذعان خديو زمان در روز پنجشنبه بيست و هشتم شهر رجب « 5 » با خاطر خرّم و دلى مسرور ، با تجمّل موفور و استعداد غيرمحصور از پايهء تخت كيوانرفعت شاهنشاه منصور ، محرم آستان ملايكآشيان امام همام على بن موسى الرضا - عليه السلام - و عتبهء عليّهء كعبه مرتبهء شاهزاده بهرام غلام گرديده ، بيست و پنج منزل را از شوق خاكبوسى حضور لازم الحبور اشرف در چهارده روز پيموده ، با بنه و احمال روز يازدهم شهر شعبان را وارد طرق و كيفيّت ورود و آوردن خلعت آفتاب طلعت را معروض راى اشرف نمود . شاهزادهء والاشأن كامكار بنابر طريق و قانون استمرار ، « 6 » در صباح آنروز در حالتى كه فرمانفرماى ممالك شرق از پا تا فرق به تشريف خلاع كيانى سلطان نافذ الفرمان « 7 » خالق خلق معرّق و صحرا و هامون « 8 » از عكس تابش و نمايش آن تابنده « 9 » و درخشان شد ، با خواص و امرا و سركردگان و صدور و موالى و قضات با كوكبهء تمام و ابّهت فوق حدّ الكلام و ازدحام عوام و غلبهء لايتناهى از رجّالهء لشكرى و سپاهى و ساير الناس « 10 » به
--> ( 1 ) . مج : شهزاده . ( 2 ) . مج : جانبازان . ( 3 ) . در نسخه ملك برگهاى 180 و 181 الف جابهجا صحافى شدهاند . ( 4 ) . ملك : « عنوان » را ندارد . ( 5 ) . مج : سنه 1222 . ( 6 ) . مج : طريق قانون و استمرار . ( 7 ) . مج : نافذ الامر . ( 8 ) . مج : بيابان . ( 9 ) . مج : تابان . ( 10 ) . مج : مردم .