محمدتقى نورى

پيشگفتار 29

اشرف التواريخ ( فارسي )

از وقايع بسيار مهم ديگرى كه در اين متن به آن پرداخته شده و آن را در ميان منابع ، منحصر مىكند ذكر جنگ محمد ولى ميرزا با صوفى اسلام است . صوفى اسلام يكى از بزرگان فرقه نقشبنديه بود كه مريدانى در هرات و خراسان گرد خود آورد و هنگامى كه عزم حمله به مشهد را داشت محمد ولى ميرزا او را شكست داد . اين واقعه را با تمام جزئيات روى داده در ميدان جنگ در اين كتاب مىخوانيم و اين در حالى است كه در منابع ايرانى و افغانى شرح بسيار مختصرى از آن ارائه شده است و اين خود از امتيازات اين كتاب است . منابع افغانى اين رويدادها را با ديدگاه ويژه خود يعنى تفكر جانبدارانه از افغان‌ها نگاشته‌اند . ( روضة الصفا ، ج 9 ، ص : 432 ؛ اكسير التواريخ ، ص : 115 و 114 و سراج التواريخ ، ج 1 ، ص : 104 و 103 ) . از مسائل مهم ديگرى كه در كتاب مطرح مىگردد ، درگيرىهاى بىشمار امراى خراسان و محمد ولى ميرزا با تركمانان و ايلات و طوايف سركش بخش‌هاى شمالى خراسان است . تركمانان پىدرپى به بخش‌هاى مهنه ، نسا و ابيورد ( كه در دوره ناصر الدين شاه ، طى عهدنامه آخال از ايران جدا شدند ) حمله مىكردند و براى پس راندن آنها ، محمد ولى ميرزا با همكارى حكام خراسان كه خود مورد تهديد بودند ، به آن مناطق لشكر مىكشيد . از سويى ديگر اين دوره آغاز سركشى امراى افغانى حاكم بر هرات و بخارا و مناطق گوناگون افغانستان بود ، و محمد ولى ميرزا براى به اطاعت درآوردن آنها با اين حكام درگير مىشد . در اشرف التواريخ اين وقايع به‌طور مفصل شرح داده شده ، با اين ملاحظه كه مؤلف در بسيارى از وقايع نقش داشته ، و از نزديك شاهد آنها بوده است . مؤلف در اين كتاب نيز به مانند ساير مورخين قاجارى حتّى بيش از آنها كه به نگارش تاريخ رسمى دست زده‌اند ، تلاش كرده ، شوكت پادشاهان قاجاريه را در حد اعلاء حفظ كند . مثلا دربارهء قتل آقا محمد خان او هيچ اشاره‌اى به اين نكته نمىكند كه آقا محمد خان خادمينش را به مرگ تهديد كرده بود ( برگ 298 ) . احتمالا دليل آن اين است كه هنگامى كه افرادى تهديد به مرگ شوند و كسى را بكشند درواقع از جان خود دفاع كرده‌اند ، اما اگر چنين نباشد به ولىنعمت خود خيانت كرده‌اند و مؤلف قصد داشته اين مطلب را برساند .