محمدتقى نورى

پيشگفتار 30

اشرف التواريخ ( فارسي )

بينش و روش مؤلف مؤلف در اين كتاب ندرتا تحليل‌هاى تاريخى نيز دارد ، گرچه اسير ديدگاه‌هاى خرافى زمان خود هست مانند اينكه دربارهء ناحيهء دزباد كه هميشه بادهاى سختى در آنجا مىوزد مىنويسد : « از قرارى كه شنيده شده يكى از حكمهاى پيشين كه هرگز ثمر مراد نچيند و در گلزار بهشت ننشيند ، در كوه‌ها كه به آن موضع به قدر نيم فرسخ است ، قلعه از طلسم ساخته كه اكثر اوقات چه در زمستان و چه در تابستان باد ناهنجارى مىوزد » ( 39 الف ) . اما تحليل‌هاى تاريخ نگارانهء مؤلف نيز قابل توجه‌اند ، وى درباره دليل شكست ايران در جنگ با روسيه مىنويسد : « امناى دولت شاهى بنابر غرورى كه داشتند ، منازعهء روسيه را سهل و آسان مىپنداشتند . بنابراين استعداد سفر و يراق لشكر خصوصا در محاربات سلطانى كه حزم از لوازم است از شيوه سپاهيگرى دورافتاده ، به تهيه آن‌چنان‌كه شايسته است نپرداختند . لهذا در مقابل توپخانهء روسيه چنانچه مطمح نظر بود به عمل نيامد » ( برگ 250 ) . سبك نگارش پيداست مؤلف كتاب با متون نظم و نثر ادبيات فارسى به خوبى آشناست . تشبيهات ادبى زيبايى در كتاب به كار برده است و نيز به مناسبت ، از اشعار بسيار استفاده كرده و حتى در مواردى چند ، اشعار خود را آورده است . در بخشى كه از سرما سخن مىگويد با فروتنى مىنويسد : « بديههء اين رباعى كه از باد آن روز خنكتر و از برف سردى فراتر است » . گفته است : ( برگ 133 ) . سرماست كز آسمان فرومىريزد * اندر سر و سيماى نكو مىريزد بنگر كه سخن چگونه افسرد كه هين * يخ كرده و از راه گلو مىريزد در قسمت‌هاى ديگرى نيز مؤلف اشعار خود را آورده است . چون كتاب براى شاهزاده‌اى نگاشته شده مؤلف از خوشامدگويى خوددارى ندارد . مثلا به وصف شكار شاهزاده مىپردازد .