محمدتقى نورى
183
اشرف التواريخ ( فارسي )
تحريك الويهء ظفر پيراى پادشاهى از سلطانيه به عزم تنبيه جنود ضالّهء « 1 » روسيه و وصول رئوس منحوس تركمانيهء تكّه « 2 » سابقا نگاشته كلك وقايعنگار و خامهء بلاغتشعار شده بود كه باقر خان ما فى با معادل چهار صد « 3 » نيزه سر از دربار ظفر مدار « 4 » شهزاده عالىمقدار مأمور به ركاب شاهنشاه جم بارگاه گرديده بود . « 5 » قبل از ورود « 6 » باقر خان در چمن سلطانيه خبر جانگزاى وهن نايب السلطنه در اردوى همايون شايع شده بود . « 7 » متعاقب آن عرايض شاهزادهء ظفر پيرا و امراى سسترأى معروض اعتاب فلك فرساى جلال « 8 » خديو بىهمال گرديد « 9 » . از ظهور و وضوح اين خبر سورت غضب پادشاه بحروبر اعتلا « 10 » گرفته ، به طريقى كه مرقوم گرديده ، اسماعيل بيك را به جهت نگاهدارى اردوى نايب السّلطنه از پيش مأمور و مواكب جهانگشا با افواج ظفر دستور بلافاصله حركت و اعلام آسمان خرام به عزم گوشمال و تنبيه روسيهء بدفرجام از مقرّ سلطنت حركت و « 11 » شقهگشا و كوچ بر كوچ عازم ايروان و معسكر روسيه خذلان نشان گرديده ، در حالتى كه مرة بعد اخرى فى ما بين جنود اسلام و گروه ظلام محاربه « 12 » و مجادله واقع شده ، نظر به بىاستعدادى لشكر ظفر اثر « 13 » و خيرگى فئهء ضلالت سير ( 68 ب ) امر نزاع هنوز انفصال و صورت انقطاع « 14 » نيافته بود كه باقر خان با عريضهء شاهزادهء والاشأن ظفر همعنان و رئوس منحوس طايفهء تكّه ضلالتنشان كه بار سه قطار قاطر بود داخل معسكر همايون و وارد اردوى نصرت رهنمون گرديد ، عريضه و رئوس منحوس شوميه را به نظر انور پادشاه غضنفر « 15 » فرّ رسانيده ، مورد تحسين و مستحق هزار گونه آفرين شده ، به نوازش خاص خسروانه اختصاص يافته ، سرها را در ميدان پاى قپق
--> ( 1 ) . مج : تنبيه و تدمير جنود ضلالتآمود . ( 2 ) . از « وصول » تا اينجا در حاشيهء صفحه نوشته شده است . ( 3 ) . مج : سيصد چهار صد . ( 4 ) . مج : ظفرپرور . ( 5 ) . مج : شهزاده خجسته سير مأمور به ركاب شهنشاه فريدونفر گرديده . ( 6 ) . ملك : ورد . ( 7 ) . مج : « بود » ندارد . ( 8 ) . مج : معروض عتبهء جلال و كرياس سپهر مثال . ( 9 ) . مج : گرديده . ( 10 ) . مج : زبانه زدن . ( 11 ) . « حركت و » ندارد . ( 12 ) . مج : مناقشه . ( 13 ) . مج : « ظفر اثر » ندارد . ( 14 ) . مج : هنوز صورت انفصال . ( 15 ) . متن : غظنفر .