محمدتقى نورى

168

اشرف التواريخ ( فارسي )

بىحجاب و اجل بىهراس جمله بر آن گروه « 1 » حمله بردند و به ضرب تيغ و خنجر آتشبار « 2 » خرمن هستىشان را به باد فنا مىدادند و به مقاليد سرپنجهء زورآورى « 3 » ( 62 ب ) و دشمن‌كشى ابواب نيستى بر « 4 » رويشان مىگشادند . ساكنان « 5 » عوالم ملكوت نداى « اللهم انصر من نصر الدين » نوا طراز و رجزخوان رزم دليران ظفر هم‌عنان شدند . « 6 » فوجى از آن گروه شقاوت‌پژوه كه در كمينگاه وقت « 7 » فرصت و كين بودند ، چون تيپ اكراد « 8 » حمزه كانلو كه در تحت بيرام على خان بودند ، از يك گوشهء عرصهء نبرد غافل كه ناگاه از كمينگاه بيرون تاخته ، انهزام او را وجههء همّت ساختند . بيرام على خان چون خود فى نفسه مرد كار و هنگامه‌آراى عرصهء كارزار نبود ، پاى ثبات او متزلزل شده ، خود « 9 » را از معركه ستيز و آويز به يك‌سو كشيده ، درين اثنا معروض راى ظفر انتما شد « 10 » كه بيرام على خان از انبوه آن گروه به ستوه آمده ، هنگامهء جنگ بر او تنگ گرديد و در قول اشرف زياده از پنجاه كس نمانده ، همگى رو به عرصهء نبرد آورده بودند . شهزادهء نامدار چون اسفنديار ، آستين مردانگى « 11 » بالا شكسته و مانند تهمتن بر رخش دلاورى « 12 » نشسته ، با آن جمع قليل « كالبرق الخاطف و الريح العاصف » ( 104 ) بر آن فوج كثير حمله‌آور شدند . « 13 » از بوارق سهام خون آشامش معركهء هيجا را افروخته « 14 » و از شعشعه « 15 » تيغ آتش كردارش تر و خشك وجود مخالفان سوخته ، از مشاهدهء نيروى بازوى « 16 » مردانگى و « 17 » ملاحظهء سرپنجهء زورآورى و خصم‌افكنى آن يكه‌تاز معركهء كارزار « 18 » پاى ثبات و قرار آن

--> ( 1 ) . ملك : « بر آن گروه » پاك شده . ( 2 ) . مج : تيغ آبدار و خنجر صاعقه‌بار . ( 3 ) . ملك : « آورى » پاك شده . ( 4 ) . مج : را به . ( 5 ) . مج : و ساكنان . ( 6 ) . مج : « اللهم انصر جيوش المسلمين » برآوردند . ( 7 ) . مج : گروه مكروه كه در كمين و منتهز . ( 8 ) . مج : اكراد كيوانلو و . ( 9 ) . مج : جنگ و گريز خود . ( 10 ) . مج : شده . ( 11 ) . مج : آستين مردى و مردانگى را . ( 12 ) . مج : و به مثابه تهمتن در خانهء زين شد . ( 13 ) . مج : شده . ( 14 ) . مج : هيجا برافروخته . ( 15 ) . مج : شعشعه‌انگيزى . ( 16 ) . مج : از مشاهده ضرب دست مردى و . ( 17 ) . مج : و از . ( 18 ) . مج : « آن يكه‌تاز معركه كارزار » ندارد .